شناخت

 

شناخت ( قسمت ششم )

” شناخت “، سلسله مقالاتی است که مروری بر تحولات فکری- فلسفی جوامعی که تمدنهای اولیه را تا به حال بنیان نهاده اند، میکند. هرچندکه سعی شده که هر مقاله استقلال خود را حفظ کند، برای نگرش صحیح تر هر قسمت مناسب تر است که حداقل اطلاعاتی از قسمتهای قبلی وجود داشته باشد.

Bahador Davani

 

 

Davani-Bahador-Full

 

جامعه روم در دو برهه از تاریخ ، بهترین و بدترین اشکال حکومتی را بوجود آورد که هزاره ها پس ، هنوز سرمشق های مثبت و منفی برای بسیاری از جوامع فعلی میباشند . روم بود که دموکراسی آتنی و ایونی را به والاترین شکل حکومتی یعنی جمهوری بدل کرد. روم بود که قوانین مدنی یونیایی را تکامل داده و دیکتاتوری را به هر شکل فردی و غیر فردی از جمله ایجاد شاهنشاهی منع قانونی کرد. اما در همین روم بود که نسلهای فاسد شده بعدی ، بدترین شکل دیکتاتوری حکومتی یعنی دیکتاتوری مذهبی را تاسیس کردند. امپراتورها که زمانی فقط حکم سرلشگری داشتند به شاهان بدل شدند. واژه امپراتور هم مترادفا تغییر معنی داده و ازتوصیف فردی که منتخب نمایندگان مردم بوده و با اختیارات محدود و فقط برای مدت معین  حافظ منافع مردم در مقابل مهاجمین میبوده به یک دیکتاتور همانند شاهان با اختیارات نامحدود بدل شد که قدرت را نیز همانند شاهان دیکتاتور به زادگان خود منتقل میکرد.  تا قبل از این تحولات و ارتجاع تاریخ در روم دنیا چنین شکل مخوف حکومتهای وحشتناک  مذهبی را به خود ندیده بود.

تاثیر متقابل کار روم بر شرق عکس‌العمل ساسانیان بود که دیکتاتوری مشابه را در سرزمین ایران – عراق بوجود آوردند. ساسانیان متقابلا نه تنها شکل  جدید و خشنی از اعتقادات زرتشتیت را اختراع کردند که حتی زبان و نژاد را هم اجبارا به مسخره یکی کردند. تا قبل ار این تحولات منفی ، شرق نیز اینچنین وسعت ارتجاع مذهبی در حکومت سرتاسری را به خود ندیده بود. روم پایه گذار ارتجاع تاریخی بود و پارسها ادامه دهنده.

ایجاد حکومت های مذهبی در روم و ایران پسگرد تاریخی بود. بر خلاف نظرات مارکس و آنهایی که سیر تحولات اجتماعی را اجبارا رو به جلو و تکاملی میدانند، حقیقت کاملا خلاف این نظرات را گواه است. دوره دویست ساله تاسیس دموکراسی و جمهوری در شهر-کشور های منطقه شمال مدیترانه دوران اعتلاء و شکوفایی شعور و مغز انسان ها میباشد. این دوران فقط یک بار دیگر در قرون هجده و نوزده میلادی در اروپا تکرار شده و مابقی دنیا را تحت الشعاع خود قرار داده است. انعکاس این شکوفایی در مناطق یونیایی، در پیدایش بینظیر هزارها شاعر، نویسنده، فیلسوف، سیاستمدار، قانون نویس، مجسمه ساز، نوازنده، ورزشکار ، نقاش و انفجار علوم زمانه نظیر ریاضی، مکانیک، ساختمان سازی و. .. در حدود دویست سال بود. همیشه در این دوران رشد مغزی جوامع بشری در نهادهای دموکراسی بوده است که  نبوغ افراد نیز اجازه رشد می یابند. اما همانطور که دیکتاتوری زرتشتیت ساسانیان در ایران نبوغ بزرگمردانی نظیر مانی ، مزدک و بسیاری دیگر از آزاد – اندیشان را با تیغ شمشیر جواب میداد و هر گونه دگر اندیشی را که میتوانست به دگرگونی و رشد مغزی اجتماعی ختم شود را شدیدا سرکوب میکرد، حکومت امپراتوری مذهبی مسیحی نیز اروپا را به مدت بیش از شانزده قرن به توحش و ارتجاع کشاند، بطوریکه تا قبل از قرن پانزده کشور های اروپایی بسیار عقب افتاده تر از تمدن نو ظهور اسلامی بودند. اگر اکتشاف قاره آمریکا، خیل عظیم ثروت های باد آورده طلا، نقره، پوست، پشم… را وارد اروپا نکرده بود و اگر توان فیزیکی عظیم برده های آفریقایی نبود که جوابگوی نیاز به ماهیچه انسانی برای اکتشافات جدید باشد،  اروپا هنوز به دنبال خرید  ادویه جات آسیایی بایستی به امپراتوری مسلمان عثمانی باج میداد.

برای کسانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر در این فشرده های حقیقی هستند، مجموعه کتاب های تاریخ تمدن اثر ویل دورانت را توصیه میکنم.

حال مسیحیت چه بود که امپراتورهای تازه شاه شده رومی شیفته آن شدند؟ چرا آنها مسیحیت را انتخاب و به بسط آن جان نهادند؟ چرا خود یهودیت را مستقیما سر دفتر خود قرار ندادند؟ جواب اینگونه سوالات را تدریجا در مسیر شناخت این دو مذهب و سیر شیوع تفکرات فلسفی سومری عبری به اروپا پیدا خواهیم کرد.

قبل از اینکه مبحث یهودیت را شروع کنیم و سعی در شناخت آن داشته باشیم ، بایستی بدانیم که این مقالات بسیار فشرده و مختصر هستند و به علت محدودیت صفحه ای نمیتوانند به تشریح گسترده و همه جانبه هر عقیده ای دست بزنند. در عین حال هدف نه تخریب مذهب خاصی بلکه نمایش ماهیت و تاثیرات آنها بر مناسبات اجتماعی بر اساس نوشته های خود آنها و اسناد تاریخی میبا شد.

یهودیت چیست؟

شناخت صحیح یهودیت بدون داشتن اطلاعات کافی از تاریخ جوامع بینالنهرین میسر نیست. یهو دیت مخلوطی از اختلاط نژادی یک قوم خاص با یک سلسله عقایدی میباشد که در طول گذشت تاریخ در مناطقی مختلف از سرزمینهای ایران و مصر و جوامع مدیترانه ای شکل گرفتند، میباشد. بخش نژادی آن عموما شامل چکیده نژادی تمدن کلدانیان میباشد که هر چند سعی در انزوای نژادی خود کرده اند اما اجبارات محیطی و اقتضای منافع باعث ترکیب بخشهایی از آنها با بسیاری نژادهای دیگر شده است. بخش عقیدتی آن چند ریشه دارد که اصلی ترین آنها افسانه هایی بوده که از قدیم الایام در جوامع سومری رواج داشته و به تمدنهای بعدی منتقل شده اند.

moses moses-in-a-basket

مختصری درباره جوامع ماپیش یهودیان

جوامع و تمدنهای مختلفی که در کناره رودهای دجله و فرات تا شرق دریای مدیترانه شکل گرفتند، شامل شهر-کشورهای متفاوتی از جمله “اروک”، ” سومر”، ” فنیقیه”، ” کیش “، ” سوسه “، ” داموس ” و ” بابل ” بودند که اقوامی نظیر سومریها، آسوریها، ایلامیها، آرامی ها، کلدانیان، بابلی ها و بسیاری دیگر را در خود سکونت دادند. این تمدنهای اولیه همیشه از سه سوی شرق، غرب و شمال تحت تاخت و تاز مهاجمین بوده اند. بیشترین این حملات از ناحیه شرق و شمال آنها بوده است. از اورورها که اجداد ارامنه بودند تا مادها و بعد اقوام دیگری که همیشه چشم بر انباشت محصولات کشاورزی این مناطق خوش آب و هوا و خوش کشت بودند گرفته تا برخی از اقوام شکل نگرفته مدیترانه ای که عموما از منطقه ترکیه فعلی به دنبال ثروتهای کشاورزی جنوب بوده اند، آرامش ، امنیت و خواب را بر ساکنین این تمدنها متروک کرده بودند. تمدنهایی ملقوب به سامی یا سومری ، بیش از دو هزار سال قدمت سکونت در این نواحی را داشته اند تا اینکه اولین اقوام جنگجوی آریایی تدریجا اموال آنان را از کفشان برون کردند. طبیعی است که مغلوبین از غالبین کینه به دل گیرند.

اقوام گوناگون بین النهرین یکی پس از دیگری طعم تلخ شکست را از اقوام نو-نشین مهاجری چشیدند که از نظر نظامی از آنها قویتر بوده اما عموما کولی و کوچ نشینانی بوده اند که حتی از خود خطی نداشتند و عموما برای حکومت کردن بر حکومت شوندگان بر تجربه و تخصص خود مغلوبین تکیه میزده اند. بر خلاف آنچه در کتب مغلوطه تاریخی گفته شده ، اقوام سامی تمدنهای سومر ، ایلام و بابل نه تنها نسبت به اقوام آریایی متمدن تر بودند که حتی تفکر  تثبیت و گسترش شاهنشاهی های جدید پارسی – مادی بر اساس ادامه اعتقادات یهودیان بوده و بدون کمک آنها میسر نمیگشت.

طی قرون متمادی قبل از ورود آریایی ها زبانی که به عبری ملقوب است زبان مشترک بسیاری از اقوام سامی گشت. یکی از این اقوام که به آنها یهودیان اطلاق میشود توانستند از میان تمامی اقوام سومری جایگاه منظبتتر و چشمگیرتری به خود اختصاص دهد. یکی از ویژه گی های این قوم که آنها را از دیگران متمایز میکرد قدرت خارقالعاده آنها در نگارش، کتبت و ثبت احوال بود. همین ویژه گی بوده که آنها را یه وزیران و خزانه داران اقوام غالب منسوب میکرد. (در شماره های قبلی توضیحات بیشتری در این باب داده شده است. )

Moses-10

عقاید نگارش شده یهودیان

محتوای اعتقادات نگارش شده این قوم شامل چند قسمت است. مهمترین آنها ، شامل داستان ها و افسانه های اقوام اولیه بین النهرین است که بتوسط نسلهای پیشین به نسلهای پسین زبانگو میشده اند. از درون این افسانه ها بوده است که این قوم به خود حضور تاریخی، حقانیت  و جلا میدهد. به این طریق بوده است که آنها حضور و وجود خود را مافوق زمینی جلوه داده وبا کوبیدن مهر الهی برتری خود را به نسلهای بعدی و دیگران  خاطر نشان میکرده اند. از جمله این افسانه ها ، داستان های پیدایش بشر و افسانه سیلی بوده که بواسطه خشم خدا تمامی موجودات را به جز منتخبین او از بین برده میشوند ( … و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود و در دل خود محزون گشت – پیدایش ۶- ) .  طبیعتا نویسندگان این داستانها قوم منتخب خدا را اجداد خود معرفی میکنند. نوشته های گلی و غیر گلی که در طی قرون اخیر در کشور عراق پیدا شده گواه اینند که بیش از هزار سال قبل از اینکه  اولین ناشران یهودیت این داستانها را با ایجاد تغییراتی به خود اختصاص دهند، بخشی از افسانه های ساکنین کناره های دجله – فرات بوده که از نسلی به نسل دیگر بازگو میشده اند. نظیر این افسانه ها  در اقوام دیگر ، مثال افسانه های جمشید، میترا، دیو، اهورا و…  نیز رواج داشته است اما قدرت نگارش، صحنه سازی ، بازگویی و استفاده از ارقام در این کتب بسیار فوقالعاده است و هنوز  هم درکمترین نگارشی نظیر آنها دیده میشود . شاید همین خصوصیت بوده که با وجود مخالفتهایی که از ابتدا تابحال به حقیقی بودن آنها شده در بسیاری از موارد مورد استفاده تاریخ نگاران قرار میگیرند.

طبیعتا یکی از کارهایی که قوم شکست خورده برای حفظ و بقای خود میتواند بکند ، جمع آوری– ثبت – نگارش و ترویج اندیشه های پیشینیان میباشد. کاری که یهودیان کردند فراتر و تبدیل این افسانه ها به مذهب بوده است. این قدرت از دیگر ویژه گی های قوم یهود بوده که آنها را از سایر اقوام سامی متمایز و برتر کرد. داستان سرایی آنها از سطح گویش به نگارش ارتقاء یافته و به باور بدل شد. تکرار داستان باعث باور میشود و باور ، محکمترین پایهٌ اعتقتدات میباشد. اما نباید فقط تکرار موضوعات را باعث ترویج عقاید آنها دانست. استفاده از ارقام ، نگارش جزئیات به حدی قوی است که همانند نوشته های داستایوفسکی خواننده را به لمس حسی آن جزئیات وامیدارد. اگر خواننده به اندازه کافی از وقایع حقیقی تاریخی مطلع نباشد که خلاف آنها را بداند ، ناچار به پذیرفتن آن داستانها میباشد. همین داستانها بوده اند که تا قبل از اکتشافات دو قرن اخیر به عنوان تاریخ اقوام مورد قبول بوده اند و بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان را به گمراهی و خطای نظری میکشانده اند. روشن ترین مورد این داستانها روایت فراخوان قوم بنی اسراییل از مصر میباشد. از دیدگاه باستان شناسان این اتفاق غیر واقعی میباشد و هنوز مدراکی حقیقی دال بر وقوع آن نمیباشد. متعاقبا، تصورات فیلمهای هالی وود از این روایات بسیار دروغین و کذب میباشند. از سازندگان و هنرپیشه های آنها میتوان تشخیص داد که هدف آنها چه بوده است.

نکاتی که در درون خود کتب عهد عتیق وجود دارد هر چند متناقضند اما قابل نگرشند. یوسف پسر یعقوب ، پسر اسحاق پسر ابراهیم بود که در اثر خیانت برادران به مصر رفت.  عیسو و یعقوب دو قلو بودند و پسران اسحاق بودند. یهوه بعدها نام یعقوب را به اسرائیل عوض میکند و نام بنی اسرائیل ظاهرا از آنجا شروع میشود. یوسف، در صد و ده سال زندگی  در مصر ثروت هنگفتی جمع آوری میکند. بر اساس گفته های این کتب ، تعداد اولین نطفه های یعقوب ( منجمله خود یوسف ) حدود هفتاد نفر بوده. ” همه نفوسی که از صُلب یعقوب پدید آمدند هفتاد نفر بودند. و یوسف در مصر بود.- خروج ۱ ) . وضع زندگی این افراد در مصر حتی بر اساس نوشته های این کتب  میباستی  مناسب بوده باشد که توانسته اند اینهمه ثروت را به جیب زنند و جمعیت هفتاد نفری را در مدت حدود” ۴۳۰ ”  سال  به بالای ششصد هزار نفر افزایش دهند. هنگام خروج…” بنی اسرائیل از رعمسیس به سکوت کوچ کردند، قریب ششصد هزار پیاده ، سوای اطفال. و گروه مختلفه بسیار نیز به همراه ایشان بیرون رفتند ، و گله ها و رمه ها و مواشی سنگین” این جمعیت میبایستی بالای یک میلیون نفر بوده باشند.

نکته دیگر در انگیزه بیرون رفتن از مصر بوده که بر اساس نوشته های این کتب ( بخصوص کتاب خروج) نه ب زندگی مشقت بار و سخت بلکه اصرار یهوه و فشار بسیار زیاد او بوده که گاها بر خلاف امیال بنی اسرائیل بوده است. بارها مردم در طی این سفر خروج از مصر به موسی اعتراض میکنند که”…کیست که ما را گوشت بخوراند! زیرا که در مصر ما را خوش میگذشت! ” ، ” ماهی ای را که در مصر مفت میخوردیم و خیار و خربوزه و تره و پیاز و سیر را بیاد می آوریم ( اعداد ۱۱)  ” و این اعتراضات گاهی به حدی میرسد که موسی به یهوه شکایت میکند که ” با این قوم چه کنم ؟ نزدیک است مرا سنگسار کنند. ( خروج ۱۷ ) ” . نکته دیگر بر اصرار یهوه بر این است که این قوم را به ستایش خود وادارد و خدایان دیگر را به هر شکل شده در دیده گان آنان بد جلوه دهد تا آنجاییکه او بوده که مصبب اصلی بوده تا فرعون دل سنگ باشد و اجازه خروج به بنی اسراییل ندهد،  ” …زیرا از جانب یهوه بود که دل ایشان را سخت کند تا به مقابلهه بنی اسرائیل در آیند و او ایشان را بالکل هلاک سازد.( یوشع ۱۱)، و یا ” … و خداوند دل فرعون پادشاه مصر را سخت ساخت تا بنی اسرائیل را تعقب کرد … و اما من اینک، دل مصریان را سخت میسازم تا از عقب ایشان بیایند… دل فرعون سخت شده و از رها کردن قوم ابا کرده است…( خروج ۷) . و این اصرار برای این بوده که ” … تا بدانی مثل یهوه خدائی نیست ( خروج ۸) ، ” … پس الان خدابان دیگر را که در میان شما هستند دور کنید و دل های خود را به یهوه ، خدای اسرائیل مایل کنید ( یوشع ۲۴ ). “… یهوه خدای عبریان چنین میگوید …هر که خدایی غیر از یهوه… قربانی گذراند، البته هلاک گردد… “. و نتیجتا یهوه شاد میشود زمانیکه برای او شعری چنین بخوانند ” …این خدای من است پس او را تمجید میکنم…خدای پدر من است، پس او را متعال میخوانم…خداوند، مرد جنگی است… نام او یهوه است..”. ” … خداوند سلطنت خواهد کرد . تا ابدالدهر. “. ( عموما از خروج) .

قدرت بشر در خلق فوقالعاده است. او حتی میتواند خالق را خلق کند. توهَم زمینی است که در آن تصور کشت میشود و از درخت تصور است که میوه های تفکر و تعقل زاییده میشوند.

یهودیان در انتقال نسل به نسل این عقاید بسیار فناتیک بوده اند. این نیز از دیگر ویژه گیهای آنان میباشد. اما این دگم باعث آن نشده که نتوانند اعتقادات خود را بر حسب اقتضای زمان عوض نکنند. این سومین ویژه گی آنان است که باعث تداوم خلق داستان های جدید و هماهنگی نو-نوشته ها با قدیم- نوشته ها شده است. داستان های جدیدتر به شکل نوشته هایی هستند که یهودیان به آنها  نیزکتاب اطلاق میکنند. برخی از این نوشته ها فقط شامل یک یا دو صفحه بیش نیستند ، مهذا هنوز آنها را کتاب میخوانند. هر چند که هر نویسنده یک کتاب نام نبی به خود میگیرد، مهذا چندین کتاب را نویسندگان نامشخص نوشته اند. نوشته های این کتابها شامل تطبیق حوادث تاریخی با عقاید دیرینه میباشد. برخی از این کتابها نظیر تاریخ شاهان فقط به نگارش تاریخ شاهان این قوم اقدام میکند و فقط جنبه تاریخ نگاری دارند. مهذا، سیر تحولات فکری عقیدتی این قوم را میتوان در محتوای  این کتاب ها مشاهده کرد.

بخشی از این کتابها داستانها و دستورات جنگی به قومی است که باید خود را برتر از دیگران بببیند و در تصرف اموال و سرزمین های آنها ابایی نداشته باشند، چرا که این حکم یهوه خدای جنگ این قوم میباشد. در این کتابها ارقام مکررا بسیار غیر واقعی و مبالغه آمیز جلوه میکنند. بسیاری از حوادث ذکر شده نه تنها با اکتشافات تاریخی مطابقت نمیکنند ، چه بسا حقایق علمی را نیز پوزخند میزنند. با این وصف ، قدرت نگارش و داستان سرایی نویسندگان برخی از کتابها بسیار قابل تحسین میباشند. حتی اگر بخواهیم حقانیت این داستان سرایی ها را به زیر سلخ بکشیم ، حداقل امتیازی که به نویسندگان این کتاب ها بایستی داد تلاش در جهت حفظ آثار گذشتگان و ایجاد دکترین اتحاد نسلهای زنده خودی میباشد. در بسیاری از این کتاب ها آثار تفکر برتری بر اقوام دیگر دیده میشود. این غلبه تنها مالی نبوده و جنبه های دیگر هم داشته است . اتحاد و تلاش  مستمراین قوم  باعث غلبه فلسفه اعتقادیشان بر اکثریت اقوام دیگر شده است.  واقییت این است که بسیاری از ارکان سازمان اجتماعی ما تابع عقاید این قوم میباشد. چند مثال ساده: تقسیم هفته به هفت روز، سال به دوازده ماه، ساعت-دقیقه-ثانیه به شست، تقلید نوشتارعربی و فارسی و برخی از الفبای لاتین از عبری ؛ و این لیست ادامه دارد.

moses-fire

نام کتاب های عهد عتیق ( عهد قدیم )

این کتابها مجموعه ای هستند که تعداد آنها بسته به اینکه کدام کلیسا یا منبع به آنها اعتقاد داشته باشند، مورد اختلاف میباشند. مثلا بر اساس ترجمه انتشارات ایلام که به سالهای ۱۸۴۵ بر میگردد عهد قدیم شامل کتابهای زیر هستند:

پیدایش، خروج، لاویان، اعداد، تثنیه، یوشع، داوران، روت، اول و دوم سموئیل، اول و دوم پادشاهان، اول و دوم تواریخ، عزرا، نحمیا، استر، ایوب، مزامیر، امثال سلیمان، جامعه، غزل غزلهای سلیمان، اشعیا، ارمیا، مراثی ارمیا، حزقیال، دانیال، هوشع، یوئیل، عاموس، عوبدیا، یونس، میکاه، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجی، زکریا،ملاکی

اما در ترجمه ای که پیروز سیار از عهد جدید بر اساس کتاب مقدس اورشلیم کرده و نشر نی آنرا انتشار داده، کتب یهو دیان، طوبیا و کتابهای اول و دوم مکابیان نیز در لیست کتابهای عهد قدیم یا عتیق جای گرفته اند. انتصاب لغت کتاب به برخی از این نوشته ها نظیر یونس، عوبدیا، صفیا و حجی که یک یا چند صفحه یشتر نیستند چندان مناسب نیست و لغات رساله یا نوشته  بهتر جلوه میکنند. عقلاٌ، یک صفحه کتاب محسوب نمیشود.

 

محتوای نوشته ها

این مختصر مقاله نمیتواند به تفسیر تمامی این کتابها را تشریح کند. بهترین تفسیر شاید این باشد که نگارندگان این نوشته ها با وجود تفاوتهائی در محتوای گفتار، در جهت یادآوری اتحاد، حفظ و راهنمایی و برتری نهائی قوم خود وجهه مشترک دارند. مثلا بر اساس خلاصه ای از مجموعه کتبی که به کتب ” شریعت ”  مرسومند، دکترین یهودیت  بدینگونه ترسیم شده است:

حدود شش تا هفت هزار سال پیش دنیا از” تکلم” یا “لغت” یعنی از هیچ ساخته شد. خدا اولین موجود را شبیهه خود ساخت و نام او را آدم نهاد. برای رفع تنهایی” آدم “، موجود مونث شبیهه او را از درون دنده های او برون آورد و نام او را ” حوا “نهاد. عمر نسلهای اولیه آدم، حوا و فرزندان آنها بیش از هشتصد تا هزار سال بود. تولد نوح حدود هزار سال پس از خلقت دنیا بوده که حدود پنج هزار سال پیش میشود. ابراهیم حدود هزار سال و موسی ۲۷۳۴ سال پس از خلقت دنیا حضور پیدا میکنند. موسی اولین شخصی است که خداوند به او کتابی برای راهنمایی قومش بنام تورات میدهد هر چند که واقعا کتابی مجزا به این نام وجود ندارد. این حوادث در مجموعه کتابهایی میباشند که به آنها نامهای ” پیدایش”، ” خروج “، ” لاویان “، ” اعداد”، ” تثنیه ” و ” یوشع” اطلاق میشوند. همنطور که گفته شد ادامه اعتقادات در کتابهایی هستند که در تاریخهای متفاوت و توسط اشخاص متفاوت دیگر نوشته شده اند. مشخصه اتمامی این  بخش کتابهای  شریعت در میل نامعقولی است که یهوه ( که خدای جنگ بوده )  برای بیرون آوردن قوم بنی اسرائیل از مصر و مهاجرت آنها به سرزمین هائی است که بایستی با زور و کشتار از  دست مردمان دیگر بگیرند.  شاید این تمایل به کشتار اقوام دیگر و غصب زمینهای  آنان تصوری انعکاسی از شکست و از دست دادن مال و سرزمین به اقوام دیگر در خاطرهُ تاریخی اقوام مغلوب بین النهرین بوده باشد. در طی بسیاری از کتبهای اولیه عهد قدیم بارها و بارها و بارها شبیهه این جملات تکرار میشود که “…. پس برخیزید و کوچ کرده… اینک سیحون اموری ملک حشبون و زمین او را به دست تو دادم، به تصرف آن شروع کن و با ایشان جنگ نما. …امروز شروع کرده، خوف و ترس تو را بر قومهای زیر تمام آسمان مستولی میگردانم؛ آوازه تو راشنیده ، خواهند لرزید و از ترس تو مضطرب خواهند شد.” و یا ” چون یهوه، خدایت، تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا میروی درآورد، و امت های بسیار راکه حتیان ، ، جرشائیان، اموریان ، کنعانیان ، فرزیان ، حویان ، یبوسیان هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند را از پیش تو اخراج نماید و چون یهوه خدایت اینان را به دست تو  تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی ، آنگاه ایشان را بالکل هلاک کن ، و با ایشان  عهد مبند و بر ایشان ترحم منما. و با ایشان مصاهرت منما. دختر خود را به پسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر…” و یا ” هر آنچه را در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند… لیکن نقره و طلا و… را به خزانه خانه خداوند گذاردند ” ” هر که برای خدائی غیر از یهوه و بس قربانی گذراند، هلاک گردد.” و ” … زیرا یهوه  خدای شما اوست که برای شما جنگ کرده است “. از دیدگاه روانشناسی معمولا آدمهایی که در گذشته خود تجربه تلخی داشته اند که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند ، همان رفتار را با افراد تحت نفوذ خود میکنند. کتاب های اولیه عهد عتیق بسان مجموعه ای از  داستان های جنگی میمانند که راهنمای غلبه بیرحمانه یک قوم بر اقوام دیگر میباشد. این داستان ها میتوانند انعکاس تجارب تلخی باشند که تمدن مغلوب از دست داده های خود را برای دیگران آرزو میکند.

شکل خشونت و بیرحمی این داستان ها به تدریج که کتاب های پسین نوشته شده اند کم رنگتر و حتی محو میشوند. در کتاب های بعدی خیل انتقادات به خود اقوام بنی اسرائیل سرازیر میشود. بر اساس این کتاب ها خدای یهوه قوم خود را مرتبا تنبیه میکند و آنان را در دست اقوام دیگر قرار میدهد که بندگی کنند. علت اصلی این حوادث شوم بر اساس این نوشته ها یکی گرایش اقوام بنی اسراییل در ترکیب با اقوام دیگر و ازدواج های برون قومی است که یهوه از آن نفرت دارد و بارها قوم خود را هشدار میدهد که از اختلاط با اقوام دیگر و ستایش خدایان دیگر بپرهیزند و دیگری تقلب در پرداخت هدیه و سهم خداوند میباشد.( ۱۰% )

مجموعه ای از گفتار متناقض در این نوشته ها دیده میشود. اما آنچه دوباره از زیر بنای این نوشته ها مشاهده میشود ، هراس قوم مغلوب در از دست دادن هویت خود و ترکیب با اقوام پست تر است. شاید بنوعی این نوشتارها نژاد پرستانه به نظر آیند، اما مگر امروزه اروپاییان از ترس از دست دادن هویت و دست آوردهای دویست ساله اخیر نیست که از ترکیب شدن با اقوام پست تر حذر میکنند؟ آیا اگر ما ایرانیان در حفظ واقعی هویت خود کوشا میبودیم و روش یهودیان را دنبال میکردیم اسامی فرزندان خود را اسکنر، چنگیز ، تیمور و… میگذاشتیم و هویتی پیدا میکردیم که برای توجیح آن به دروغ های مختلف تاریخی متوسل بشویم؟

در کتاب های آخرین عهد عتیق نوعی ناامیدی از قومی دیده میشود که زمانی قوم منتخب خدا بوده و خدا وعده تسلط بر اقوام دیگر را به آنان میداده است. مثلا در کتاب صفنیای نبی خداوند میگوید ” … همه چیزها را از روی زمین بالکل هلاک خواهم ساخت. انسان و بهایم را هلاک میسازم. انسان را از روی زمین منقطع مینمایم. دست خود را بر یهودا و جمیع ساکنین اورشلیم دراز مینمایم…” و یا اورشلیم را چنین میگوید ” وای بر شهر فتنه انگیز نجس ظلم کننده . آواز را نمیشنود و تادیب را نمیپذیرد… انبیایش مغرور و خیانتکارند.. کاهنانش قدس را نجس میسازند..” و بارها تهدید میکند که ” … بگو من آسمانها و زمین را متزلزل خواهم ساخت و کرسی ممالک را واژگون خواهم نمود…( حجی نبی) “. در کتاب بعدی که زکریا است ” وعده برکت اورشلیم ” و ” تفقد از یهودا ” و” نابودی دشمنان اورشلیم ” را میدهد. اما در کتاب بعدی که آخرین کتاب عهد قدیم است ( ملاکی ) دوباره از ” خیانت یهودا ” ، ” روز داوری ” ، ” گول زدن خدا ” و ” روز خداوند ” صحبت میشود.

 

چکیده

کتابهای عهد قدیم مجموعه ای بیش از چهل کتاب هستند که متمایز از کتابهای عهد جدیدند که حدود بیست و هفت کتابند. عهد قدیم کتبی هستند که یهودیان آنها را نوشته اند. کتب عهد جدید را مسیحیان نوشته اند و عموما مورد قبول یهودیان نیستند.

این کتاب ها همگی نوشته های انسان هایی هستند که عموما به آنها نبی اطلاق میشود.

سیر نگارش این کتاب ها به موازات سیر حوادث تاریخی میباشد. تاثیر نگرشهای فلسفی اقوام دیگر در برخی از آنها مشهود میباشد.

نسل های اولیه یهودیان خود را متمایز و برتر از اقوام دیگر میدانستند. بر همین منوال عموم کتاب های اولیه دال بر تسلط جنگی این قوم بر اقوام دیگر است. خدای آنها عموما گناهانشان را میبخشد و مرتبا وعده پیروزی را به آنها میدهد. اینها تبلور دورانی میباشد که هنوز این قوم تجربه شکست از اقوام آریایی را نداشته است و هنوز تمدنهای بابل و آسور پا برجا بوده اند. هنوز شکاف عمیق در درون این اقوام نیفتاده بوده. اما تدریجا که این اقوام طعم تلخ شکست و مغلوب شدن را میچشند آهنگ نگارش این کتاب ها تغییر و ملودی دیگری را نواختن میکند.مثلا، در کتاب های اولیه اثری چندان از” روز خدا ” نیست ، درصورتیکه در کتابهای آخرین که صدها سال بعد نوشته شده اند و تحت تاثیر عقاید زرتشتیت بوده اند ، این واژه مکررا یافت میشود. نوشتن این کتابها ادامه داشته است تا اینکه دین جدید مسیحیت نگارشهای غیر خودی را ممنوع و مجرمین را تنبیهه میکند.

 

در قسمت بعدی این مقاله پروسه شکل گیری مسیحیت و تلفیق عقاید یهودی و رومی را تشریح خواهیم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Print Friendly