از صد روز سی روزش گذشت

از صد روز سی روزش گذشت

ICC-logo

چگونه میتوان قلم به دست گرفت و از کنار فاجعه دردناکی که حاصلش به خاک و خون کشیدن صدها تن، و جان از دست دادن پنجاه انسان میباشد در سکوت گذشت؟ چگونه میتوان از این نوشت و غیر از آنچه هر روز در گوشه ای دیگر از دنیا بوقوع میپیوندد که حادثه اخیر در قیاسش هیچ مینماید، چیز دیگری بگفت؟ تا زمانی که این حس در ما بوجود نیاید که جان یک انسان، با گناه و یا بی گناه، برابر با هستی کل کائنات میباشد، یا باید هر لحظه شاهد این چنین حوادثی باشیم که وخامتشان هر روز بیشتر و دلخراش تر میگردند، و یا میبایست که به اختیار چشم ها را بسته نگاه داشت و با سرگم کردن خود با روزمره ها امروز را به فردا رساند.

در این که دنیای امروز ما مریض میباشد شکی نیست. که این مرض ناشی از جهالت های ماست حقیقتی میباشد ولی کل حقیقت نیست. وخیم تر از هر مرضی، خود را به جهالت زدن اختیاری میباشد که آنرا جز درد علاجی نیست. که آنهم اگر به حدش رسد جز مرگ راه حلی برای آن نیست. تا زمانی که نخواهیم و شهامت آنرا نداشته باشیم که سهم خویش را در وقایع ببینیم، وتا زمانی که فقط دیگری را مسئول بدبختی های خویش میدانیم، و حاصل هر حادثه ای افزایش خشم و کینه در دل ما نسبت به دیگران باشد، نه تنها امید به تغییری نیست، بلکه میبایست هر روز منتظر حوادثی شوم تر هم باشیم. باشد که بیداری ما همزمان با لحظه ای نگردد که اینچنین فجایعی گریبانگیر ما میشوند.

حمایت از کارگران نه تنها در جامعه بزرگتر بلکه در کامیونیتی ما نیز با فعالیت های مریم ناظمی، از گستردگی بیشتری بهره میگیرد. حمایت از پناهجویان سوری نیز که در کامیونیتی ما پدیده ای نو میباشد هر روز با خبر های خوش تری همراه است. جالب آنکه مشعل دار این حرکت نیز یکی دیگر از زنان جامعه ما، پروانه خارابی، میباشد. چرا حال که همه جا صحبت از برابری زن ها و مرد ها میباشد، تا جائیکه در سطح دولت نیز از نظر کمیتی در پی جستن راه حل هائی برای آن هستند، ما نیز در چنین مسیری حرکت نکرده و به حمایت از این دو حرکت و این دو زن جامعه خویش بر نخیزیم؟ با در نظر گرفتن آنچه در کنگره ایرانیان در سال های اخیر گذشت، و به بسیاری از ما ثابت نمود که آمادگی اتحاد و همبستگی در سطح وسیعتری را نداریم، چرا نیرو های خود را در این دو مسیر بسیج ننموده، و به هر نحوی که برایمان امکان پذیر میباشد به کمک این دو زن نمی شتابیم. باشد که این دو تن نیز این نکته را در نظر داشته که غیر از فعالیت در جهت اهداف خویش، به منسجم کردن و بوجود آوردن اتحاد و همبستگی در کامیونیتی نیز بپردازند.

یکی از نکات مثبتی که از سال ۲۰۱۳ در انتخابات کنگره ایرانیان شاهد آن بودیم، ارائه برنامه از طرف کاندیدا ها میباشد. در انتخابات اخیر این نهاد، بسیاری از موارد استثنائی مینمودند، که یکی از آنها برنامه مشترک ارائه شده هفت کاندیدا میباشد که بدون رای گیری به هییت مدیره پیوستند. از کمی وکاستی های آن گذشته، اهداف ذکر شده در بخش اول آن که تحت عنوان ” برنامه های صد روز اول” ارائه شده اند، قابل تعمق میباشند. حال که سی روز از آن صد روز گذشته است شاید یاد آوری آن نا بجا نباشد.

برنامه های ۱۰۰ روز اول:  • نیازسنجی، اولویت‌سنجی و برنامه‌ ریزی برای حل مشکلات اعضا – به علاوه‌ی نظرسنجی سریع، بی‌طرف و مؤثر از اعضای جامعه در شرایط ضروری طرح مشترک همه نامزدها

  • ایجاد منابع مالی و انسانی و اداری کنگره طرح از مجتبی ادیب راد
  • مشخص کردن سخنگو و اطلاع رسانی سریع و ویدئویی با اعضا پس از جلسات هیئت مدیره و آرشیوسازی و ضبط ویدئوی جلسات کنگره طرح از مهران فرازمند و تایاز فخری
  • فعال کردن اقشار مختلف جامعه ایرانی بویژه نسل دوم اجتماع ایرانیان کانادا طرح از پویان طبسی نژاد و درنا مجدمی
  • بررسی وضعیت مشکلات سالمندان و بازنشستگان محترم و ترک تحصیل دانش آموزان و کمک برای حل آنها طرح از بهزاد جزی زاده و اعضای کنگره در جلسه مناظره نامزدها
  • تشکیل کمیته زنان طرح مشترک همه نامزدها

چه خوب میبود که در رابطه با آخرین نکته که همانا تشکیل کمیته زنان بوده، و مورد تائید هر هفت عضو هییت مدیره میباشد، این نهاد به حمایت از پروانه و مریم برخاسته، و در حد توان با آنها همکاری مینمود. همچنین چه خوب میبود آنهائیکه از درگیری های میان افراد بر سرعقاید سیاسی به ستوه آمده اند، از این فرصت بهره گرفته و با مشارکت خود صفحه جدیدی را در فعالیت های مشترک کامیونیتی باز مینمودند. در فرهنگ ما فعالیت های داوطلبانه جای کمتری داشته، و تمرین آن با آغاز حمایت از پناهجویان ملیتی دیگر شاید مشکل تر به نظر آید، ولی حتمن در بوجود آمدن حس انساندوستی و از خود گذشتگی موثر تر خواهند بود. برای آنهائیکه این حرکت شاید ناممکن بنماید، آغاز حمایت از کارگران که به نحوی حمایت از خود و ضروری بوده شاید آسان تر باشد. نباید بگذاریم که حادثه شوم مریم رشیدی که سال گذشته جانش را در محیط کار از دست داد از خاطره ها برود. متاسفانه به علت عدم اطلاع رسانی، کمتر کسی از نتایج مثبت به دست آمده از حمایت های جمعی از خانواده مریم رشیدی با خبر میباشد. چه بهتر که مریم ناظمی خود به شرح وقایع و آنچه در اثر فعالیت های مستقیم و غیر مستقیم ایشان صورت گرفت، بپردازد. در جوامع دموکراتیک عدم آگاهی از حقوق خود، مانع اصلی در بدست آوردن آنها میباشد. به مشارکت گزاردن اطلاعات یکی از موثرترین کمک ها به آنهائی میباشد که در شرایط نامطلوب قرار گرفته اند. سپس حمایت های جمعی میباشند که چه از نظر روانی، مادی، و یا بوجود آوردن تغییرات در قوانین، و بر قراری عدالت های اجتماعی موثر قرار میگیرند. خواه ناخواه اتحاد و همبستگی بوجود آمده نه تنها حس تعلق به جمع را در افراد افزایش داده، بلکه هر فرد را با مسئولیت های شهروندی خویش نیز آشنا میسازد.

هر کمکی هر چقدر هم کوچک، در مجموع میتواند به حرکتی مبدل گردد که در ابتدا غیر قابل تصور به نظر آید. به سادگی میتوان با مریم و پروانه تماس حاصل نمود و آمادگی خود را برای پیوستن به هر کدام از این فعالیت ها اعلام کرد. حداقل کاری را که میتوانیم انجام دهیم اطلاع رسانی از فعالیت های این دو عزیز میباشد. با پروانه میتوان از طریق صفحه فیسبوکی “کمک به مردم”، و با مریم از طریق سوشیال مدیا و یا بصورت مستقیم از طریق تلفن تماس برقرار کرد. امید فراوان است که خانم های بیشتری در این راه پیشقدم شده و آنچه را که تا به امروز مردان جامعه ما به آن عاجز بوده اند به نتیجه برسانند. چه بهتر که هییت مدیره کنگره نیز این دو مورد را بهانه قرار داده و همزمان با پشتیبانی از این دو تن کمیته زنان را بوجود آورد.

“همبستگی و حمایت” در حد توان سعی خواهد نمود که در اطلاع رسانی همکاری نماید. با جمع آوری اطلاعات و به اشتراک گذاشتن آنها به سهم خود در این فعالیت های انسان دوستانه مشارکت خواهد نمود. فیلم های کوتاهی در رابطه با این دو مورد تهیه شده که میتوان از طریق سایت همبستگی به آنها دسترسی داشت.

www.hambastegi.ca     )۶۴۷(۷۴۸-۵۹۹۱     Injured Workers (647(748-3302 [facebook/hambastegi.hemayat]       [facebook/ICC Election 2014]   [facebook/aiding people]

 

image_pdfimage_print
Print Friendly