بازگشایی سفارت و محدوده وظایف ما

محمد سلیمانی- تورنتو img_0231

 

در هفته ای که گذشت، گفتگویی با آقای مریدی وزیر دولت لیبرال درایالت انتاریو در رابطه با جلسه اخیرآقای استفان دیون وزیر امور خارجه  با تنی چند از فعالین سیاسی در یکی از رسانه های تورنتو ( هفته نامه شهروند ) منتشر شد. آقای مریدی در این مصاحبه که  سراسر همراه با تناقضات ، دوگانه گویی و لغزشهای نظری بود، خود را درگیر مباحثی کرد که نه تنهادر حوزه کاری، اختیارات و موقعیت سیاسی او نیست بلکه اساسا مغایر و مخالف مواضع سیاسی حزب لیبرال است . اگر از سال ۲۰۱۲ که او ترجیح داد بواسطه دیدگاه سیاسی و نظرگاه شخصی خود (نه دیدگاه حزب لیبرال ) به جانبداری از سیاست خارجی دولت هارپر بپردازد اندکی آینده نگر میبود و به قوه عقل و درایت خود را آلوده  این بازی مشکوک و کودکانه  نمیکرد  امروزه روز که این بحث داغ است علیرغم آنکه مساله برقراری ارتباط با ایران در حوزه مسولیت های تعریف شده برای او نیست و امری کاملا مربوط به حوزه تصمیم گیری دولت فدرال است میتوانست بعنوان امین جامعه ایرانی فعالانه در این بحث مشارکت داشته، یاری رسان آقایان جوهری و احساسی باشد اما از فردایی که او در کنگره ایرانیان سخنرانی غرا کرده چونان سفیر و سخنگوی دولت هارپر کوشید تا متاع تحریم را بزبان فارسی به ما ایرانیان حقنه کند صلاحیت و صداقت او نزد جامعه ایرانیان مورد سوال قرار گرفت ولو آنکه او کماکان نزد تعدادی که به اجبار روزگار پیشه مجیز گویی برگزیده اند از محبوبیت برخوردار باشد. آقای مریدی در مصاحبه با شهروند و رادیو پیام با تمام توان میکوشد نشست تعدادی از ایرانیان با آقای استفان دیون را که به همت آقایان جوهری و احساسی ( نمایندگان منتخب مردم در پارلمان کانادا ) تدارک دیده شده بود را بی ارزش و کوچک جلوه دهد . اگر کسی آقای مریدی را نشناسد و با گذشته او هیچ آشنایی نداشته باشد بی شک سخنان او در این مصاحبه راه شک و تردید بر سلامت آن جلسه در ذهن هر خواننده هموار میکرد اما آنهاکه بر مبنای تجربه ۱۰ ساله او را به وضوح و شفافیت میشناسند، میدانند که برسر این گور که ناله سر میدهد مرده ای نخوابیده است . بر خلاف تلاشهای بسیار  تظاهر به بی طرفی باید گفت که،حضرت ش آغازگر و نخستین مبلغ تحریم و تدارک چی جریان ضد ایرانی در کامیونیتی ایرانیان بوده است .همو بود که از سوی تلویزیون “منشن لایف تی وی ” (که از فحوای کلام خانم گوینده دوریس اپستین بنظر میامد که تلویزیون هوادار دولت اسراییل باشد)دعوت شده بود تا شهادت به درستی سیاستهای ضد ایرانی هارپر دهد .خانم مصاحبه گر در آغاز مصاحبه در توجیه حضور آقای مریدی در آن گفتگومیگوید ، چون دولت ما یعنی دولت هارپر با قطع رابطه خود با ایران دنیا را تعجب زده کرده است سخنگوی وزیر امور خارجه دولت هارپرگفت که ما تحت فشار زیاد هستیم که این سیاست را به دلیل دنباله روی از اسراییل و انگلیس اتخاذ کرده ایم . حال ما میخواهیم بدانیم که ایرانیهای مقیم کانادا چه میگویند ؟ما به سراغ آقای مریدی تنها نماینده ایرانیان میرویم تا ببینیم آنها چه میگویند ؟(نقل به مفهوم) و اغراق نکرده ایم اگر مدعی شویم اولین خشتهای ساختار متزلزل دفاع از سیاستهای دولت کنسرواتیو هارپر که در قالب تحریم ایران خود را نمایاند در این مصاحبه بنا گذاشته شد. آقای مریدیدر این مصاحبه ضمن آنکه از آسیب پذیری مردم تحت فشار تحریم سخن میگوید همزمان با “ذکاوت ” ویژه خود عنوان میکند که دنیا چاره ای مگر تحریم برای متوقف کردن ایران در ساختن بمب اتمی در اختیار ندارد،  مریدی در ادامهاین بحث هیچگونه سند و مدرکی برای اثبات نظر خود که ایران را در حال ساختن بمب اتمی قلمداد کرده است ارایه نمیدهد او بر مبنای گمان خود و چشم دوختن بدهان دیگران، یک توهم را بن مایه ضرورت تحریم که مایه فقر، تنگدستی و در خیلی مواقع مرگ هموطنان ما (نمونه محمود استاد محمد که به دلیل کمبود دارو ناشی از تحریم ها فوت کرد) شد انتخاب کرد. آقای مریدی بعدها در کنگره ایرانیان مواضع خود را شفاف تر بیان کرد و به عبارتی گفت مردم که بهر حال بدست رژیم کشته میشوند حال بگذار تحریم تعدادی دیگراز آنها را بکشد درعوض رژیم سرنگون میشود. و در ادامه  اظهار امیدواری میکند که با این تحریم ها رژیم ایران سرنگون شود. این سخنان یک وزیر و سیاستمدار دولت لیبرالاونتاریو بود نه یک عضو حزب کنسرواتیو . بی شک  رفتار و گفتار او با موقعیت شغلی و باور حزب سیاسی که او را به مقام وزارت برگزیده است کاملا در تضاد قرار دارد رفتار او کاملا غیر حرفه ای و مطابق با سیاست خارجی دولت کنسرواتیو هارپر بوده و هست.

تمام این گذشته به اختصار گفتم تا دانسته گردد آقای مریدی بر خلاف تظاهر به بی طرفی نسبت به برقراری ارتباط با ایران ( که البته نه تنها نباید بی طرف باشد بلکه بواسطه طرفداری دولت لیبرال از ایجاد رابطه او باید مبلغ سیاستهای حزب باشد) و تظاهر به نیت خیر و خدمت به جامعه ایرانی مقیم کانادا بهیچوجه بیطرف نبوده و مقابل روی ما کسی قرار دارد که فعال تمام وقت تحریم و خواهان سرنگونی رژیم به قیمت نابودی مردم ایران  میباشد چرا ؟ چون او استدلال میکند که، ” مردم ایران این ناراحتی ها را تحمل میکنند تا از شر این رژیم خلاص شوند”. بنابر این ضدیت او با جلسه گفتگوی آقای وزیر امور خارجه کانادا با هموطنان ما به دلیل کوتاهی دست او در اعمال اراده و تحمیل نظرات خویش است . متاسفانه آقای مریدی چون سیاست نمیداند در تشخیص و یا پذیرش  این امر سادهکه او به عنوان وزیر ایالتی نمیتواند ، نباید و قانونا مجاز به دخالت در اموری که به دولت فدرال مربوط میشود نیست ناتوان است. او محترم بودن وزیر امور خارجه و آقایان جوهری و احساسی در مشارکت دادن او در این بحث را حمل بر نفوذ و استیلا و مهارت خود به بحث درباره روابط بین الملل میگیرد به همین خاطر در خوش بینانه ترین شکل ممکن در فهم دلیل و چرایی جمع آوری امضا (پتیشن) میماند و بارها و بارها با حالتی حق به جانب و با زبانتوهین و تحقیر تلاش و کوشش همکاران و هم حزبی های خود که از موقعیت بالاتری نسبت به او برخوردارند  رفتاری عجیب و غیر اصولی میخواند.البته هر چند که من مطمئن هستم او معنی و انگیزه  اینگونه پتیشن را نمیداند اما از جهتی نمیتوان منکر تاثیر منافع شخصی او در این زمینه بود او بهترین تلاشهای خود را میکند تا نظرات خود را بجای نظرات حزب لیبرال حقنه کرده خود را به حزب تحمیل کند بهمین دلیل به “ذکاوت” میکوشد تا پتیشن تونی کلمنت  کنسرواتیو لابی ضد ایرانی را منطقی جلوه دهد برای ما روشن نیست که آقای مریدی در کدام تیم بازی میکند لیبرال یا کنسرواتیو ؟ . او از جمع آوری ۱۶۰۰۰ امضا توسط لابی کنسرواتیو طرفدار تحریم که مخالف ایجاد ارتباط با ایران هست میگوید اما چون ظاهرا ازعمق گفته خود بی اطلاع است نمیداند که خواننده با خواندن مصاحبه او بی درنگ خواهد گفت اگر لابی تحریم و مجاهدانی که دلارهای نفتی صدام را هزینه لابی گری بر علیه ایران میکنند و به صورت تمام وقت بدنبال تخریب سیاستهای دولت لیبرال در ایجاد رابطه با ایران هستند چرا ما ایرانیها با شیوه جمع آوری امضا، موضع دولت خود (دولت لیبرال) را تقویت نکنیم ؟به همین دلیل ما هم در مقابل لابی تحریم و دیگر مخالفین برقراری رابطه، از هموطنان خود میخواهیم  برای حمایت از برقراری رابطه کانادا و ایران پتیشن مورد نظر را امضا کنند. تاسف آور است که آقای مریدی بهره گیری شهروندان از حقوق مدنی و شهروندی  خود را  جار و جنجال میخواند او توجه نمیکند که علیرغم تحصیل در خارج از کشور و زندگی طولانی در کاناد و زندگی تحت سیستم دمکراسی ، ناخودآگاه دلبستگی خود به افکار جهان سومی را بنمایش میگذارد به همین دلیل اصطلاح جار و جنجال او آدمی را ناخواسته بیاد خار و خاشاک احمدی نژاد میاندازد. اما اگر آقای مریدی عضو حزب لیبرال و وزیر دولت لیبرال است و نه حزب کنسرواتیو بنابر این میباید نه تنها در مسیر تبلیغ برنامه حزبی خود یارای کنگره باشد بلکه در مجامع گوناگون مبلغ نظرات حزب خود و کوشاگر فعال ایجاد ارتباط با ایران که موضع سیاسی حزب لیبرال است باشد نه آنکه به کار شکنی و تخریب روی آورده بجای مشارکت فعال در چنین جلساتی با فرستادن دو نماینده آن جلسه را چنان متشنج کند که به منظور رعایت نظم جلسه سخنگوی آقای وزیر چندین بار به آنها اخطار و تذکر دهد.

آقای مریدی، هم از نقطه نظر ارزشهای سیاسی حزب لیبرال و نیز بر مبنای سن و سال شما شایسته نبود درباره همکاران و منتخبین مردم آقایان جوهری و احساسی اینگونه مغرضانهو به تندی در جمع سخن گفته منافع جامعه ایرانی- کانادایی را به مخاطره اندازید . قطعا آقایان جوهری و احساسی در مقابل ادعاهای خلاف واقع شما پاسخ لازم در اختیاردارند اما ملاحظات حزبی  و پرنسیپ های سیاسی، آنها را از ورود به عرصه های زیان آور و بیهوده که متاسفانه شما به آن گرفتار آمده ای برحذر میدارد و شایسته است که از این پس با همکاران خود در یک جلسه خصوصی به طرح و بررسی این تفاوتها بپردازید.

معمولا برای آن دسته از علاقمندان به موضوعات اجتماعی که با موضوع مورد بحث آشنایی کافی داشته باشند، قرائت ناخودآگاه متن هر نوشته و گفتار چندان دشوار نیست از این روی بازگشایی جنبه هایی دیگر از مصاحبه آقای مریدی و دریافت ناخودآگاه گفتار اعتراضی او خالی از فایده نیست . ناخودآگاه مصاحبه آقای مریدی بویژه در گفتگو با رادیو پیام که شهروند تصویر خلاصه گشته آن را بعنوان مصاحبه نشریه خود بازنشر کرد توهمی ویرانگر را که بی شک خسران و زیان آن ابتدا به ساکن متوجه شخص مریدی است آشکار کرد. . آقای مریدی در این مصاحبه بدون توجه به وزن و توانایی خود در جامعه ایرانی مقیم توزنتو، از خود به عنوان رهبر سیاسی و رهبر جامعه یاد کرده میگوید:

“به عنوان رهبران سیاسی، رهبران جامعه، وظیفه ما است که برای عامه مردم مساله را بشکافیم، عامه مردم مسایل را نمیدانند”

توهین به شعور اجتماعی مردم و آنها را رمه و خود را شبان پنداشتن از جمله مکنونات ذهنی آشفته ای است که آقای مریدی به آن دچار است در جهت یاری و کمک به ایشان در حفظ تعادل روانی او ذکر و یادآوری این نکته حائز اهمیت است که لطفاً دچار توهم نگشته، قد و اندازه خود را مطابق واقعیات در ذهن ترسیم کرده بر مبنای وزن اجتماعی خود سخن گویید .در این کامیونیتی هیچکس بر دیگری رجحان و برتری نداشته هیچکس رهبر سیاسی و اجتماعی دیگران نیست .اگر جامعه، فرد یا افرادی را محترم میدارد این احترام بر مبنای  ارزشهای اجتماعی– فرهنگی ما ایرانیان و در مواردی  نشانه قدردانی جامعه ایرانی نسبت به درایت، خردمندی و یاری و مساعدتی است که فعالین اجتماعی در مسیر رفاه و منافع جمعی به کار میگیرندبوده و میباشد. حال شما باید با خود این گره  دشوار بازبگشایی که بر پایه کدامین تلاشها، درایت و خردمندی، توهم رهبری این جامعه را در ذهن خود بوجود آورده ای ؟  این امری مسلم در حوزه روابط اجتماعی و شهروندی است که برداشت ما از احترام دیگران به خود، حد و اندازه ظرفیت و هوشمندی  ما در فهم مناسبات اجتماعی رابازگو و ظرافتهای جهانبینی ما را آشکار میکند . بنابر این نباید نسبت به احترام دیگران دچار توهم گشته به عبث خود را در زمره رهبران فکری و سیاسی مردم تصور کرد . البته متاسفانه با توجه به مصاحبه های شماره اخیر شهروند باید معترف بود شما تنها کسی نیستی که به این توهم دچار افتاده ای، دست بر “قضا” در همان شماره شهروند که مصاحبه شما نیز درخششهای  تیره خود داشت، خود شیفته ی دیگری چون شما (آقای بنایی) در پاسخ به این پرسش که نظر شما  درباره تماس با مسؤولین سیاست خارجی چیست؟ توهم خود به شکل و غالب در زیر آمده فرموله کرد و فرمود،

“طبیعی است که تماس با مسوولین سیاست خارجی کانادا با اعضای شناخته شده و نمایندگان واقعی کامیونیتی ایرانی(همدارگان ایرانیان) و شنیدن نقطه نظرات و دیدگاهها و مشکلات و علایق آنان از نزدیک میتواند آنان را در تصمیم گیریهای شان به صورت موثرتری یاری نماید. به شرط آنکه اینگونه جلسات با نمایندگان واقعی کامیونیتی (همدارگان) و آنانی که به درستی از مشکلات و تنگناهای آن آگاهند و به دور از منافع فردی یا گروهی و صرفن برای پیشبرد جایگاه و ارتقای موقعیت همدارگان انجام پذیرد. ”

آقای بنایی همچون شما، خود را رهبر و نماینده ما تصور میکند، از شما هم فراتر رفته رهبران را به واقعی و غیر واقعی تقسیم بندی میکند و قطعا خود و شما را واقعی تصور میکند. به باور من رسانه های ایرانی در کانادا در شکل گیری این خودشیفتگی کاذب نقش اساسی ایفا کرده اند آنها در مسیرخدمت به منافع حقیر خود، با غیر واقعی جلوه دادن موقعیت و ظرفیتهای فکری- اجتماعی شما، بذر این پریشان اندیشی را درون شما کاشتند. در یک کلام شما قبل از هر چیز بایدمتوجه دشمنی آنها با خود و قدردان منتقدین خود باشی که چشمان شما به واقعیت باز میکنند.

آقای مریدی عزیز، بعنوان یک هموطن دوستانه به شما پیشنهاد میدهم که برای کسب موقعیت رهبری جامعه ایرانی شایسته است که بر مبنای موقعیت شغلی خود، (وزیر ایالت انتاریو ) به وظایف خود عمل کرده یاری رسان جامعه ایرانی باشید. مردم از شما میخواهند که بعنوان نماینده ایرانی در دولت استان، معضلات و مشکلات آنها را حل کرده جوابگوی نیازهای آنها باشید. آیا شایسته و منصفانه است که شما با ۹ سال سابقه وزارت بصورت تاسف آوری در امر خدمت رسانی به جامعه ایرانی دچار بی تفاوتی و بی عملی باشید ؟ شما که در مصاحبه خود میکوشید تظاهر به آشنایی کامل با زیر و بم کامیونیتی ایرانیان نمایید چگونه نیاز هموطنان ما از چشم شماپنهان مانده است چگونه است که نمیدانید نرخ بیکاری جوانها در ریچموند هیل از سایر شهرها بیشتر است برای تخفیف این مشکل کدام اقدام موثر را دنبال کردی، یک شلتر مناسب برای زنان و کودکان در حوزه نمایندگی شما شهرریچموند هیل وجود ندارد، ایرانیان از داشتن یک مرکز تجمع محروم هستند ، سالمندان ما از داشتن  ابتدایی ترین حقوق انسانی خود(خانه سالمندان ) در محرومیت درد آوری رنج میبرند ؟ آیا شما از مساله اسکیلز پروگرام بی اطلاع هستی نمیدانید که  این مساله به معضل بزرگی برای  کامیونیتی ما تبدیل شده است ؟  همه این خدمات در قلمرو مسولیتهای استانی شما و در حوزه مسولیت دولت استان است که شما نفوذ لازمه برای گشایش گره کار در اختیار دارید. اما به دلایل خاص از مسولیتهایی که بر عهده شما است شانه خالی میکنید و وارد مسایلی میشوید که نه تنها صلاحیت لازمه ورود به آن ندارید بلکه خارج از مسولیت حزبی و شغلی شما است. “استدلال” شما برای توجیه دخالت در اموری که به شما مربوط نیست را مراجعه مردم عنوان کرده اید اما شما باید بهتر از هر کس دیگر بدانی که اگر مردم برای حل مسایلی که بیرون از اختیارات شما بوده و به حوزه کشوری و فدرال مربوط میشود به شما مراجعه کردند رفتار عاقلانه و احترام به مراتب حزبی  و اساسا توانایی در حل مشکلات آنها  در رجعت دادن آنها به آقایان جوهری و احساسی است .آقای مریدی  مصاحبه هایی از این دست، ضمن آنکه نظم اجتماعی را به مخاطره میاندازد فرد مصاحبه شونده را دچار توقعات غیر واقعی و توهماتی میکند کهنظم و انضباط فعالیت سیاسی و اجتماعی را مخدوش و دچار تزلزل و بی نظمی میکند.  در پایان یادآوری این نکته ضروری است که دعوا و ضدیت خود با سیاستهای حزب لیبرال را بر سر همکاران ایرانی خود خراب نکرده یا به حزب کنسرواتیو بپیوندید یا شهامت ایفای نقش اپوزیسیون در حزب لیبرال داشته باشید و یا از سیاستهای حزب پیروی کنید. این نکته بدانید که ما ایرانیان از شما و سیاستهای زیان بخش شما که خسران بسیار به جامعه ما وارد کرده است خسته و گریزانیم و به شما این اطمینان خاطر را میدهیم که در انتخابات بعدی استان انتاریو بهترین تلاشهای خود را خواهیم کرد که دیگر شاهد حضور انسانهای بی مسولیت، احساساتی، غیر سیاسی وتنگ نظر مانند شما در پست وزارت نباشیم . به شما قول میدهیم که ما این انتخاب را مقابل دولت مرکزی لیبرال قرار خواهیم داد که یا جامعه ایرانی یا آقای مریدی را برگزینید !

 

image_pdfimage_print
Print Friendly