گفتگو با پولاد عبدالرحیمی به مناسبت نمایشگاه نقاشی ایشان

گفتگو با پولاد عبدالرحیمی به مناسبت نمایشگاه نقاشی ایشان

مصی فراهانی – انجمن خبرنگاران قومی آمریکای شمالی

هفته پیش از طریق یکی از دوستان در مورد برپایی نمایشگاه نقاشی توسط یکی از هنرمندان ایران، پولاد عبدالرحیمی، اطلاع یافتم. نمایشگاه در روزهای چهارشنبه تا جمعه، ۲۵ تا ۲۷ ژانویه تشکیل می‌شد.

روز پنجشنبه بعد از تمام کارم به سمت محل نمایشگاه که در فینچ غربی واقع شده بود حرکت کردم. موضوع نقاشی‌ها که طبیعت بود مرا بیشتر برای رفتن ترغیب می‌کرد.

بالغ بر ۳۰ تابلو در محل نمایشگاه بود که از طبیعت کانادا الهام گرفته شده بود و در عین حال برخی از آنان تداعی کننده مناظر ایران نیز بود. بطور مثال تابلویی که در نظر اول توجه‌ام را جلب کرد تصویر خانه‌ای در طبیعت بود که به نظرم شمال ایران بود. البته آقای عبدالرحیمی توضیح دادند که در تورنتو نقاشی شده و برگرفته از مناظر اطراف شهر تورنتو است. تنوع رنگ‌های بکار رفته نیز جلب توجه میکرد.

با ایشان گفتگوی کوتاهی داشتم و خواستم که ابتدا کمی در مورد خودشان صحبت کنند و اینکه چطور شد که به نقاشی روی آوردند و آیا زمینه خانوادگی داشته؟

متولد سال ۱۳۲۸ در کرمان هستم. در خانواده نقاش نداشتیم ولی مادربزرگم در زمینه “پته سوزنی” یکی از صنایع دستی فعالیت داشت و طراحی میکرد و نوآوری‌هایی در این زمینه کرده بود. ۱۴-۱۵ نفر  شاگرد داشت. من تحت تاثیر وی بودم و دلم میخواست که چیزی بکشم. اولین بوم نقاشی را در کودکی مادربزرگم برایم خرید و نقاشی حضرت مریم را کشیدم ولی راضی نبودم. تا دبیرستان نقاشی نکردم. ولی میل به کشیدن در من بود. کنار دفترهایم و یا حتی برگه امتحانی‌ام نقاشی میکردم. در دانشکده هنرهای تزیینی در رشته معماری تحصیل کردم ولی به درس طراحی بیشتر علاقه نشان میدادم. از این روی نقاشی را ادامه دادم. ۴۷ سال است که نقاشی میکنم. در بیش از ۹۰ نمایشگاه در داخل و خارج از ایران شرکت داشته‌ام. اولین نمایشگاه‌ام در سن ۱۹ سالگی بود. دو بار بین در سطح بین‌المللی اول شدم. در شروع اتحادیه اروپا بینال بزرگی در هلند برگزار شد، دو تا از سه کار من پذیرفته شد و در حال حاضر در موزه معاصر هلند نگهداری میشود. از بین ۸۰۰۰ نفر شرکت کننده، تقریبا ۲۷۰-۲۸۰ نفر بعنوان نقاشان صاحب سبک معرفی شدند که یکی از آنان من بودم. بیشتر نقاشی‌ها و علایق من طبیعت است. فضاهای روستایی بخصوص حاشیه کویر.

راجع به هنر خط‌-‌‌نقاشی و نظرشان در این مورد پرسیدم.

معتقد بودند که کارهایی نظیر خط-نقاشی و یا مینیاتور جز، صنایع ظریفه هستند به دلیل اینکه نمی‌توان تحولی در آن بوجود آورد. البته یکبار سفرشاتی به یک خطاط که غبارنویسی می‌کرد دادم. بعدها روی‌ آنها نقاشی کردم که خوب شده بود و برای بینال هلند فرستادم.

از ایشان پرسیدم با توجه به اینکه ورزش و هنر دو مقوله‌ای هستند که میتوانند زبان مشترکی بین ملل باشند، آیا شما در تا بحال از این دید عمیق و وسیع‌تان در نقاشی در فعالیت‌های اجتماعی و سیاست استفاده کرده‌اید؟

خیر. گر چه مسلم است که هنرمند متاثر از جامعه است و بدان وصل است ولی هنرمند، سیاستمدار نمیشود. البته بوده‌اند هنرمندان بزرگی که گاهی با نقاشی‌هایشان اشاره‌ای به مشکلات و مسایل جاری در جامعه کرده‌اند ولی هیچکدام سودای تحولات عمده در سر نداشتند. (البته بجز لئوناردو داوینچی). هنر در کل یعنی بتوانی با اثرت بر مخاطب تاثیر بگذاری و جالب است بدانید که بر اساس تجربه من، مردم ایران یکی از هنردوست‌ترین مردمان دنیا هستند و بیشترین ارزش را برای هنر قایل هستند. حتی هنر در لفافه را نیز درک میکنند. بطور مثال برخی اشعار شاعران و … از جهت دیگر هنر نیز با روند دنیا مدرن میشود که این ناگزیر است و منطقی. اینگونه است که هنرمند از فرهنگ و جامعه تاثیر می‌گیرد و میتواند تاثیر بگذارد.

شما مدیریت موزه هنرهای معاصر و همچنین مرکز هنرهای تجسمی را در سالهای جنگ ایران و عراق به عهده داشتید. به چه مشکلاتی در آن زمان رو به رو بودید؟

بله. چهار سال مدیریت آنها را بعهده داشتم. سالهای سختی بود. از فروش تابلوها جلوگیری کردم. ۷۴۰ تابلو را در معرض دید گذاشتم در حالیکه در شرایط و موقعیت مناسب اجتماعی نبودیم. خبرگزاری‌ها آمدند و آن آثار بعنوان تابلوهای ایران شناخته شد. دیگر دلالان نمی‌توانستند که آنها را بفروشند. البته در جراید بسیار به من توهین شد.

در آن مدت من از هنر خودم دور افتادم و بیمار هم شدم.

 

 

چند سال پیش شما را در اکران فیلم زندگی اردشیر محصص دیده بودم.آیا به کاریکارتو علاقه دارید و خودتان هم می‌کشید؟

در کاریکاتور، من به خنده‌دار کشیدن اجزای صورت مثلا بزرگ کردن گوش یا بینی نمی‌پردازم. با کراکتر اشخاص شوخی میکنم. ۴ سال از این طریق امرار معاش می‌ کردم که بصورت تصادفی هم شروع شد ولی تمایلی به فعالیت در این زمینه ندارم.

 

آیا در زمینه آموزش نقاشی فعالیتی هم دارید؟

سالها در زمینه نقاشی تدریس کردم. و در حال حاضر هم شاگردانی دارم. که بعضی بسیار خلاق هستند.

 

بعد از تشکر و آرزوی موفقیت برای ایشان، در راه بازگشت تصویر آن تابلو خانه در دل طبیعت در ذهنم بود و به این فکر میکردم که ایشان میگفتند نقاشی را دل طبیعت و خیلی سریع میکنند نه از عکس گرفته شده از آن.

 

 

 

image_pdfimage_print
Print Friendly