“برای همدیگر مهر و پشتیان باشیم”

“برای همدیگر مهر و پشتیان باشیم”

 

“همه ما آنطور که باید و شاید همیشه دور وبرمان پر از مهر و محبت نیست.  برای همین منظور این مهمانی را برگزار کردیم. علاوه بر این در کشوری زندگی میکنیم که به  اقلیت های مختلف و استعداد هائی که در اینجا شکوفا میشوند احترام میگذارد. تنوع فرهنگی، احترام گذاشتن و اتحاد پیدا کردن میان گروه های مختلفی که در کانادا وجود دارد، آنچنان هم از فرهنگ ما ایرانیان بدور نیست.  ما ایرانیان به فرهنگ خود افتخار میکنیم چون میدانیم که  فقط با احترام گذاشتن به ادیان، گروه ها و زبان های مختلف میباشد که یک کشور میتواند رشد کرده و از تجربیات، قشنگی ها و مهری که هر گروه خاص برای خود دارد، بهره مند شود. به همین منظور با در نظر داشتن فرهنگ و تاریخی که داریم میتوانیم در کشوری که امروز زندگی میکنیم سربلند باشیم و افتخار کنیم که از سرزمینی میائیم  که به این ارزش ها واقف بوده و به آنها احترام میگذارد. شک نیست که ما ایرانی ها بصورت انفرادی در تمام عرصه های مختلف، آکادمی، مهندسی ، طبی و غیره بصورت انفرادی پیشرفت های چشم گیری در چهل سال گذشته در این کشور داشته ایم. تا به حال کانادائی را ندیده ام که از این پیشرفت ها متعجب نبوده و نگوید که چقدر شما قابلیت های بالائی دارید، ملیتی سخت کوش و زحمت کش هستید، و از استعداد ها و ظرفیتهای مختلفی که دارید کانادا را هم بهره مند میکنید. فکرکنم اگر هر کدام از ما توجه بیشتری کنیم، پشت و پناه همدیگر بوده و بیشتر برای هم مهر داشته و با هم همکاری کنیم، برای همه ما بهتر باشد. چون در کشوی زندگی میکنیم اگر واقعن با هم همکاری نکنیم به آنجائی که کامیونیتی ما لایق آن هست نخواهیم رسید. انشاالله همیشه و همیشه برای همدیگر مهر و پشتیان باشیم.”

این بخشی از سخنانی بود که علی احساسی، نماینده فدرال از ویلودیل، شنبه گذشته در مهمانی که به مناسبت عید نوروز برای شهروندان ارشد برگزار کرد، خطاب به مدعوین بر زبان آورد . در این گردهمائی که به مدت دو ساعت بطول کشید، حدود دویست نفر شرکت داشته که از آنها با نهار و شیرینی و چای پذیرائی به عمل آمد. علی با این ابتکار عمل توجه را به یکی از ضعف های مهم کامیونیتی جلب میکند. به صراحت میتوان گفت که سالخوردگان بخشی از مهاجران اجباری میباشند که بیشترین خسارات را میپردازند. اکثر ما یا آنها را با خود به کانادا آورده تا کمکی برای نگاهداری اطفالمان باشند، و یا اینکه همراه داشتن آنها با خود به ما آرامش خاطر بیشتری میدهد. غافل از آنکه عدم آشنائی با زبان، دور بودن از محیط همیشگی دوستان و آشنایان، احساس بیهودگی و بی هدفی، اکثر آنها را در شرایطی قرار میدهد که زندگی برایشان بی محتوا میگردد. در بیشتر مواقع نیز به علت عدم آشنائی با تکنولوژی های جدید، رسانه های فارسی زبان تنها سرگرمی و وسیله ارتباطاتی آنها با دنیای خارج میباشند که متاسفانه آنها نیز نیاز و شرایط این قشر از جامعه را آنطور که باید در نظر نمیگیرند.

متاسفانه نهادی همچو کنگره ایرانیان که یکی از اهداف اصلی اش میبایست رسیدگی به اینگونه موارد باشد، اگر در سال گذشته دوبار به سراغ این عزیزان میرود، برای تکمیل نظر سنجی نمایشی خود، و یا جمع آوری امضاء برای طومار بازگشائی سفارت میباشد. غیر از آن انگاری که این قشر وجود نداشته و این نهاد هم وظیفه و مسئولیتی نسبت به آن ندارد. این را هم باید در نظر داشت که بخش قابل توجهی از این افراد هنوز در سنینی میباشند که میتوانند در فعالیت های جمعی و کارهای داوطلبانه شرکت داشته، و از این طریق نه تنها کمکی برای دیگران باشند، بلکه به زندگی خود نیز معنی دیگری بدهند. در گیر شدن با نظامی که مهاجرین را به عنوان نیروی کار و ابزار تولید ارزش های مادی مینگرد، و رغبتی که تک تک ما از خود برای به بردگی و اسارت در آمدن چنین نظامی نشان میدهیم، به سرعت ارزش های معنوی و انسانی را از یادمان میبرند.

علی احساسی با این برنامه و در این ایام خاص توجه را به نکات مهم دیگری نیز جلب میکند. شاهد هستیم که هر ساله به برنامه های نوروزی در اشکال مختلف افزوده میشود. با اینکه حجم رو به افزون تبریکات رسانه ای، بازار های نوروزی، جشنواره، فستیوال، شب نشینی، و مهمانی های خصوصی، حال و احوال خاصی را برای چند روزی بوجود میاورند، ولی از روحیه و ارزش های معنوی که از این مراسم در خاطر داریم اثرهای کمتری دیده میشود. علی این فرصت مناسب را غنیمت شمرده تا از مهر، محبت، پشتیبانی، همکاری، اتحاد و همبستگی بگوید. همان چیز هائی که مهاجرین، بخصوص آنهائی که در سنین بالاتری قرار دارند بیشتر از همه به آنها احتیاج دارند. همدلی نه هزینه ای میبرد و نه نیاز به صرف وقت و نیرو دارد. پس دلیلی وجود ندارد که آنرا از یکدیگر دریغ کنیم. خوشبختانه در این یک مورد میتوان مطمئن بود که کسی با آن مخالفتی نداشته، و برای اولویت دادن به آن و یا دریافتن که در جهت منافع کامیونیتی میباشد احتیاجی به نظر سنجی و اثبات ندارد.

اجرای دسته جمعی سرود “ای ایران” توسط مهمانان، به همراهی نوای سنتی تار، سنتور و ضرب در ابتدای برنامه، فاصله ها را از میان برداشته و حس یگانگی را در همه بوجود آورد. سبزی پلو با کوکو و ماهی، شیرینی و چای و قهوه در کنار سفره هفت سین، محیط ساده زیر زمین ساختمان سالویشن آرمی واقع در مرکز ایرانیان تورنتو در ویلودیل را مملو از جوی پر از صفا و صمیمیت مینماید. از لوحه های تقدیر همیشگی و نمایشی که متاسفانه در محافل ما مرسوم شده اند خبری نبود. ولی درعوض قدردانی از سلست، همسر و همراه همیشگی علی، و تعداد قابل توجهی از افراد که در برگزاری چنین مهمانی به گونه های مختلف همکاری کرده اند، ما را به کامیونیتی و افراد دلسوزی که در آن بسیارند امیدوار میکند.

با این امید که چشم و دل ما سادگی، صفا و صمیمیت ها را ببینند. آنطور که باید آنها را حس کرده، برایشان ارزش قائل شده و راهنما قرار دهند. با این امید که در یابیم که اگر هر سیصد هزار ایرانی در کانادا به بالاترین درجه موفقیت هم برسند باز این نمیتواند جای اتحاد و همبستگی را بگیرد. بیائیم این نوروز را روز و آغاز نوئی بخواهیم. همانطور که این دویست نفر به دعوت نماینده خود لبیک گفتند و با حضور در این مراسم با او به نحوی بیعت کردند، ما نیز دست یکدیگر را بفشاریم. از طرفی، ادب، احترام، مهر و محبت، و از طرفی دیگر احساس وظیفه نسبت به کمک به یکدیگر، بخصوص به سالخوردگان را هر روز در خود بارور تر کنیم. از تجربیاتشان بهره بگیریم، حضورشان را برکت محافل خود بدانیم، و به آنها همچو عواملی در جهت حفظ اصالت خانوادگی و فرهنگی خویش بنگریم. در فعالیت های فرهنگی، اجتماعی، بخصوص در نهادی همچو کنگره ایرانیان که میبایست دور از رقابت ها و جناح بندی ها صورت گیرند، میدان عمل و امکان حضور وسیعتری به آنها دهیم.  ضمن تشکر از علی، اینرا هم در نظر داشته باشیم که اگر از نماینده خود انتظاراتی داریم، پشتیبانی و همراهی با او را نباید از یاد بریم. از این مراسم عکس و ویدئو هائی موجود است که میتوان از طریق سایت همبستگی به آنها دسترسی داشت.

۷۴۸-۵۹۹۱- ۶۴۷         www.hambastegi.ca   www.kikist.ca [facebook/hambastegi.hemayat]      [facebook/kikist]

image_pdfimage_print
Print Friendly