forogh

به گفته گلستان وقتی فروغ مُرد، پدرش رفته بود خانه فروغ و همه کاغذهایی که فروغ داشت را بُرده بود

داشت نفس نفس می‌زد، بردنش داخل اتاق عمل... مثل اینکه خوابم بُرد، وقتی بیدار شدم آوردنش، او مرده بود (1)... این آخرین لحظات زندگی فروغ است از زبان ابراهیم گلستان، زندگی‌ای با فراز و نشیب‌های فراوان و ساختارشکن که با تولدش طلوع می‌کند... پدرش... شوهرکردنش... جدا شدنش... ابراهیم گلستانش... شعرش... و سرانجام مرگش... و شناسنامه‌اش که هرگز باطل نشد و نمی‌شود!
در طی این مدت بسیاری از اطرافیان در مورد فروغ گفته‌اند و نوشته‌اند، از خواهر بزرگترش پوران که کارهای ارزنده‌اش بیشتر زیر سایه خواهرش قرار گرفت، تا فرزانه میلانی. میلانی حدود سی سال به بررسی فروغ پرداخته، با ده‌ها تن از همین نزدیکان مصاحبه کرده، هزاران سند و عکس و مطلب خوانده، و ده‌ها جا رفته تا نتیجه‌ی همه آنها را در کتابش گرد آورده باشد. در این میان، گذشته از گفتارهای این و آن، نوشته‌های خود فروغ به ابراهیم گلستان می‌تواند نقطه محوری و موثر در شناخت فروغ باشد. به گفته گلستان وقتی فروغ مُرد، پدرش رفته بود خانه فروغ و همه کاغذهایی که فروغ داشت را بُرده بود {و داخل جای امنی گذاشته و نگهداری می‌کرد} در حالیکه وقتی فروغ زنده بود به او محل نمی‌گذاشت. خواهر کوچکتر فروغ {گلوریا} بعدها این کاغذهایی که فروغ به من {گلستان} نوشته بود و من به فروغ بازگردانده بودم تا خودش آنها را نگهداری کند، را از داخل آن جای امن برداشته بود. این کاغذها دست خانم میلانی است (2).
همانگونه که می‌دانید این کتاب بجز بخش نامه‌ها، به پایان رسیده است. از آنجایی که مجوز چاپ این نامه‌ها فقط برای درج در کتاب خانم میلانی صادر شده است، متاسفانه ایران استار اجازه چاپ آنها را ندارد؛ اگر چه ما مجوز چاپ کل کتاب را هم از ناشر (پرشین سیرکل) و هم از نویسنده (فرزانه میلانی) گرفته‌ایم اما اخلاق حرفه‌ای ایجاب می‌کند که به کلیه شرایط مربوط به کتاب احترام گذاشته و پایبندش باشیم. در اینجا از شما خواننده عزیز خواهش می‌کنیم که با خرید این کتاب، چه بصورت مجلد و چه به صورت آنلاین از سایت خود نویسنده (3) این قسمت کتاب را نیز مطالعه بفرمائید، مطمئن باشید این نامه‌ها برایتان از جالب هم جالبتر و ارزشمندتر خواهد بود.
و اما خود این کتاب خانم میلانی نیز داستانی دارد غریب که به گفتنش می‌ارزد، برای مثال جالب است که بدانید درست در روز چاپ خانم میلانی تصمیم گرفت که نام کتاب و عکس روی جلدش را تغییر دهد. نام این کتاب در ابتدا "بُتی بُت‌شکن" بود و عکس روی جلد نیز جایش را با عکس پشت جلد (که هر دو را ابراهیم گلستان از فروغ گرفته) عوض شد. نغمه افشین‌جاه، طراح جلد این کتاب، بسرعت کلیه این تغییرات را بصورتی کاملا حرفه‌ای روی طرحش انجام داد، و همانگونه که می‌بینید بسیار هنری و زیباست. به همین علت کلیه سرنوشته‌های داخل کتاب در صفحه‌آرایی نیز تغییر کردند. صفحه‌آرایی کتاب نیز (که کار نویسنده این مطلب است) از فراز و نشیب‌هایی برخوردار بود. بگذارید در ابتدا به دانش، هوش و احساس مسئولیت‌پذیری خانم میلانی اشاره کنم که با چه دقتی به تمام نکات این کتاب توجه داشت. برای مثال وقتی به او توضیح دادیم که می‌خواهیم صفحه‌آرایی این کتاب مانند خود فروغ ساختارشکن و منحصربفرد باشد (مثلا صفحه‌های فرد سمت راست باشند، تکنیک سفیدی پیشرو راست و بالای مضاعف داشته باشد، از هر دو عامل خط و شکل همزمان در فرم‌بندی کل کتاب استفاده شود و...) ایشان با چه توجهی از تک تک آنها پرسید، خوشبختانه این تغییرات منحصر بفرد مورد توجه شایانی نیز واقع شد. انتخاب نوع کاغذ مناسب و متناسب با مطلب (از نظر میزان سفیدی، وزن، قطر و...) و چاپ اعلای آن از طرف آقای مافان این کتاب را تبدیل به اثری نفیس کرد. و اما باید در اینجا از آقای احمد تبریزی و پرشین سیرکل تشکر کنیم که علاوه بر ناشر بودن، در کلیه قدم‌های این کتاب همراه، همفکر و حل‌کننده مشکلات بوده‌اند، موفقیت این کتاب و دیگر کتاب‌های دیگری که نه بخاطر مسائل مادی بلکه بخاطر آگاهی صحیح مردم مورد پشتیانی قرار گرفته‌اند، مرهون ایشان است.
از دیگر مطالب گفتی در این باره اینست که این کتاب یکی از پُرتیراژترین و پُرفروش‌‌ترین کتاب‌های به زبان فارسی در خارج از کشور می‌باشد، که هم بصورت مجلد اعلا و هم بصورت آنلاین به دست ایرانیان رسیده است. البته پس از فقط 8 روز بعد از رونمایی و پخش این کتاب در تورنتوی کانادا، همین کتاب با کیفیت چاپی نازل توسط عده‌ای ناشناس در ایران به صورت قاچاق چاپ و پخش شد. بدیهی‌ست که از فروش ده‌ها هزار جلدی این کتاب در ایران هیچ پولی نصیب نویسنده و یا پرشین سیرکل برای جبران هزینه‌هایشان نمی‌شود و همه‌ی این پول مستقیما به جیب سودجویان می‌رود.
این کتاب بطور مفصلی مورد توجه و پوشش در رسانه‌های عمدتا فارسی‌زبان مختلف (مانند بی‌بی‌سی) در سرتاسر جهان قرار گرفته است، از جمله فصلنامه ره‌آورد لس‌آنجلس، قسمت بزرگی از شماره تابستان 2017 خود را به این کتاب اختصاص داد و در آن نه تنها با فرزانه میلانی گفت‌وگو کرد که حتی کتاب را به نقد دیگران نیز سپرد (4).
و سر آخر باید گفت که با توجه از آنچه از خانم میلانی و کوهی از اسناد و تحقیقاتش می‌دانیم، هنوز بسیاری از وجوه فروغ از محدوده کتاب خارج مانده است، هنوز نمی‌توان چیزهایی را در مورد فروغ به قطع گفت یا نوشت زیرا فروغ و ماندگاری‌اش محدود به شعرهایش نیست، بلکه او با پرانتز زندگیش ساختارها و بُت‌های اجتماعی آن روزگار را بطور عجیب و غریبی در هم شکسته است. همین ارتباط عجیب میان فروغ با گلستان (که خود ابراهیم گلستان در هر دو زمینه نگارش و تصویری در تاریخ معاصر نظیر ندارد و جاودان است)، در گرو نامه‌های بسیار دیگری نیز هست که گلستان به فروغ نوشته، که موجودند و زحمت نگهداری آنها را ظاهرا، لی‌لی، دختر گلستان می‌کشد، و تا کنون چیزی از آنها به بیرون درز نکرده است. با توجه به نثر فوق‌العاده‌ی گلستان، می‌توان تصور کرد زمانی را که این دو دسته نامه روزی کنار یکدیگر قرار گیرند: شاید آن روز مجبور باشیم فروغی دیگر بسرائیم و یا گلستانی دیگری تصور کنیم.
 آرش خارابی
1- مصاحبه با ابراهیم گلستان – رادیو فردا – دقیقه 72
https://www.radiofarda.com/a/ebrahimgolestan-story/29189786.html
2- مصاحبه با ابراهیم گلستان – رادیو فردا – دقیقه 80
https://www.radiofarda.com/a/ebrahimgolestan-story/29189786.html
3- www.milanibooks.com
4- http://www.rahavard.com/119.cfm

Author: Iran Star

Category: Culture

Sub-Category: General

Date: 1 month 2 weeks ago

For Country: Canada

Happened at: Canada