Leila-Kazemzadeh-moalem-zaban

اگرچه بچه‌ها کتاب و دفتر زبان‌آموزی ندارند، اما با بهره‌گیری از هزاران ابزار آموزشی خواندن و نوشتن را طوری می‌آموزند که به کارشان بیاید

برویم سراغ كیف دستی معلم‌های دبستان‌های انتاریو تا ببینیم چه کتاب‌هایی در آن است و چه رشته‌هایی را درس می‌دهند: زبان، ریاضیات، علوم و تكنولوژی، هنر، مطالعات اجتماعی، و بهداشت و تربیت بدنی. از كلاس چهارم به بعد هم زبان فرانسه اضافه می‌شود. آموزش زبان بومی هم مقوله‌ای جداست.
بگذارید پوشه زبان را بیرون بیاوریم و از همانجا بدانیم سر ساعت زبان به كدام مباحث پرداخته می‌شود. طبق اسناد آموزشی (یا همان كوریكلولوم) استان انتاریو، آنچه باید در دبستان‌ها آموزش داده شود در این چهار دسته (Strand) جا دارند:
ارتباط شفاهی  (Oral Communication)
خواندن  (Reading)
نوشتن  (Writing)
سواد رسانه‌ای (Media Literacy) 
 
در ابتدای سند نوشته شده است: "این سند در سال ٢٠٠٦ میلادی تنظیم شده است تا جایگزین سند قبلی (١٩٩٧) شود". سپس جمله‌ای از یونسكو نقل شده است كه به ما گوشزد می‌كند به قرن بیست و یكم، عصر ارتباطات وارد شده‌ایم و ضمنا تعبیر زیبایی از سوادآموزی به دست می‌دهد:
"سواد، چیزی بیش از خواندن و نوشتن است - نحوه برقراری ارتباط در جامعه است. سواد: تمرین اجتماعی و ارتباط است، دانش، زبان، و فرهنگ است. آنان كه سواد آموخته‌اند، بدیهی می‌پندارندش - اما كسانی كه نیاموخته‌اندش، از دنیای  ارتباطات امروزی‌ بی‌نصیب مانده‌اند. در واقع آنان كه بی‌نصیبند، بهتر از همه، معنای "سوادآموزی آزادی است" را می‌فهمند".
همانطور كه حتما یادتان هست در نوشته‌های قبل دانستیم كه غالب دانش‌آموزان دبستانی كتاب ثابتی برای زبان نخواهند داشت. معلم با توجه به آنچه در سند خواسته شده است مطالب درسی را طراحی خواهد كرد و با كمک گرفتن از نمایش فیلم و عكس و پوستر و كتاب های مختلف و برگه‌های كار، درس خود را آموزش خواهد داد. نكته ظریف، اما مهم، این است كه اغلب برنامه‌ریزی‌های درسی معلمان، برای رسیدن به چندین هدف است؛ مثلا نوشتن مراحل رشد دانه. این‌گونه، به طور همزمان، هم فهم خود از بخشی از درس علوم را نشان می‌دهند، و هم نكات دستوری و قواعد نوشتن را. به این سبک طراحی چند بعدی اصطلاحا cross curricular  گفته می‌شود.

اگرچه برخی مناطق آموزش و پرورش دادن تکلیف خانه را از دستور کار خود خارج کرده‌اند، بیشتر معلمان تمرین‌هایی به حالت تشویقی (برای انجام در خانه) تدارک می‌بینند.
حال در صورتی که بچه‌ها تکلیف داشته باشند، دیگر " رونویسی از درس جدید" و " حفظ كردن كلمه‌ها و تركیب‌های تازه" و نوشتن "دیكته شب" نخواهد بود! امكان دارد فرزند شما‌ تكلیفش پیدا كردن چند كلمه هم آوا با كلمه‌های داده شده باشد. به عنوان نمونه كلمه net را داده باشند و دانش‌آموز باید كلمه‌هایی پیدا كند كه نظیر: let, set, vet هم وزن‌ و قافیه باشند. شاید جمله‌نویسی باشد، شاید نوشتن یک نامه باشد، یا پیدا كردن چیستان و نوشتن یک شعر ... و البته به احتمال زیاد، خواندن كتاب.
آنچه مسلم است تاكید اصلی روی خواندنِ صرف یا نوشتنِ صرف نیست، بلكه جنبه كاربردی برقراری ارتباط، مد نظر است. امكان دارد دانش‌آموزی متن كتاب را روان، بدون غلط، و با سرعت خوب بخواند اما در ارزیابی خواندن، سطح متوسط تشخیص داده شده باشد. نكته اینست كه در ارزیابی " خواندن و درک مفهوم" انتظار می‌رود دانش آموز هم حروف و كلمات را بخواند، هم بتواند بفهمد كه چه خوانده است، به سوال‌های مربوط به كتاب پاسخ دهد، و هم بتواند فهم خود از این كتاب را به فهمی از كتابی دیگر، یا تجربه‌ای دیگر (نظیر فیلمی كه تماشا كرده، یا خاطره‌ای كه بیاد می‌آورد) پیوند بزند، و "این همانی" را كشف كند. کتاب‌های طبقه‌بندی شده از دیدگاه سطح خواندن (reading level) کمک شایان توجهی به دانش‌آموزان است. معمولا چند سیستم سطح‌بندی خواندن در دسترس است که معلم یکی از آن‌ها را برمی‌گزیند.
شاید بد نباشد به سند کوریکولوم سری بزنیم. در دسته ارتباط شفاهی آنچه سند انتظار دارد این است که دانش‌آموز بتواند: گوش کند تا بفهمد چه گفته می شود، و به طور مناسب پاسخ دهد. این گفت و شنود در موارد مختلف و با منظور های مختلف کاربرد دارد. مثلا دانش‌آموزی که کار دستی خود را به اهل کلاس نشان می‌دهد و راجع به آن صحبت می‌کند و به سوال‌های همکلاسی‌هایش گوش و پاسخ آن‌ها را می‌دهد.
انتظار بعدی این دسته توانایی ومهارت‌های صحبت کردن در موقعیت‌های مختلف است. به دانش‌آموزان یاد می‌دهند با مخاطبان مختلف چه نوع مکالمه‌ای داشته باشند. در گروه کوچک خود، برای همه کلاس، یا مکالمه با معلم وغیره.
دادن آگاهی از نقاط ضعف و قوت خود به عنوان شنونده، و به عنوان گوینده هم آخرین انتظار این دسته است. مثلا دانش‌آموز متوجه شود موقع اجرای برنامه‌اش آیا ارتباط چشمی با مخاطبانش داشته یا نداشته، صدایش به اندازه کافی بلند بوده یا نبوده، و خلاصه مهارت‌های شفاهی با ظرافت‌ تمام منتقل می‌شود تا فرزندان نسل آینده از عهده برقراری ارتباط برآیند.
دسته دوم انتظارات مربوط به خواندن می‌باشد. خواندن و نشان دادن درک متن نوشتاری، و تصویری، با کمک روش‌های مختلف برای انتقال معناست. فهم اینکه در متون نوشتاری عناصر گوناگون سبک‌های مختلف چگونه به کار انتقال مفاهیم می‌آیند، استفاده از علم لغات و سیستم نشانه‌ها برای خواندن سلیس و روان، نیز مد نظر است.
 
دسته سوم نوشتن است: گردآوری، تولید، و ترتیب دادن به ایده‌ها و اطلاعات، به منظور یک هدف خاص و مخاطبان خاص، ردیف اول انتظارات است. سپس نگارش ابتدایی و بازبینی متن نوشته شده، با توجه به اشکال مختلف نوشتار و عناصر سبک‌هاست.‌ مثلا نوشتن نامه، گزارش، و ...
ردیف سوم انتظارات مهارت های مربوط به ویرایش و نمونه خوانی است. و سرآخر مهارت اعلام نظر خود راجع به نقاط قوتشان در حیطه خواندن است.
دسته چهارم نیز مربوط به سواد رسانه ای است: فهم متون رسانه‌ای، توانایی توضیح معنای متون و ربط آن با مفاهیم، تولید متون رسانه‌ای، به مقاصد مختلف، با فرم‌ها و سبک‌های متفاوت، توانایی توجه به نقاط قوت خود و شیوه‌های بهبود بخشی به سواد رسانه‌ای خود. البته تعجب نکنید! منظور از سواد رسانه‌ای خواندن روزنامه گاردین و گوش کردن به مصاحبه‌های‌ سیاسی تلویزیون نیست. برچسب روی قوطی سس گوجه‌فرنگی، نوشته روی لباس، منوی رستوران، و کارت تبریک نمونه‌هایی از سواد رسانه‌ای هستند. دانش‌آموزان مهارت‌های سوادآموزی را همه جانبه، عملی، و کاربردی می‌آموزند.
 لینک مربوطه در انتهای مطلب را لطفا مشاهده کنید تا از جزییات سطح انتظارات در کلاس‌های مختلف قرار بگیرید. هر کدام از این چهار دسته، منطبق با سن دانش‌آموزان تفاوت چشمگیری دارد.

پس اکنون می‌بینیم که اگرچه بچه‌ها کتاب و دفتر زبان‌آموزی ندارند، اما با بهره‌گیری از هزاران ابزار آموزشی خواندن و نوشتن را طوری می‌آموزند که به کارشان بیاید تا در آینده بتوانند ایده‌های خود را بیان کنند و ایده‌های دیگران را درک کنند و شاید این ارتباط فعال، همان تعبیر از دست یافتن به آزادی باشد که در ابتدای این نوشته اشاره شد.
برای تقویت مهارت‌های ارتباطی، چه زیباست اگر برای فرزندانمان كتاب بخوانیم یا آن‌ها برای ما بخوانند و بعد فرصت كنیم درباره جریانات داستان یا موضوع كتاب با هم گفتگو كنیم هم فال است و هم تماشا و هم بركت‌های دیگر دارد: از یک كتاب خواندن ساده، هم می‌توانیم ارتباط خود با دلبندانمان را بهبود ببخشیم، هم با سوال و یادآوری جریانات داستان و ترتیب اتفاق آنها حافظه كوتاه مدت او را تقویت كنیم، هم ببینیم آیا با آنچه كه در این كتاب خواندیم، یاد فرد یا مكان یا حتی شخصیت كارتونی دیگری می افتد؟  مثلا اگر در یک داستان شخصیت داستانی شنل قرمز دارد، بپرسیم آیا این ما را یاد داستان شنل قرمزی می‌اندازد یا نه؟ اتفاقات شبیه آن داستان است یا برعکس آن، یا اصلا ربطی ندارد. ما حتی می‌توانیم بقیه كتاب را هر شب ادامه دهیم یا اگر كتاب تمام شده است ببینیم خودمان چقدر از اتفاقات داستان را به یاد می‌آوریم و فرزندمان چه به خاطر دارد...خلاصه ارتباطات را حسابی تقویت كنیم؛ ارتباطات بین فردی و ارتباطات ذهنی.
اگر كتابی به زبان فارسی یا هر زبان دیگری می‌خوانید، باز هم یادتان باشد هر كتاب، بیشتر از یک قصه یا موضوع علمی است، بلكه دری است به سوی كشف و ربط و حظ... لذت اكتشاف را با فرزند خود بچشید... باور کنید بیشتر مزه دارد!

Category: Family

Sub-Category: Kids and Youth

Date: 2 هفته 3 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: