ba-shoma-tabrizi-afshari

ما در اینجا 5 روزنامه اصلی داریم، 3 تای آنها فقط تبلیغ دارند ولی دوتای آن را من و دوستانم خیلی احترام می‌گذاریم و هر جا می‌رویم از این دو روزنامه حرف می‌زنیم که یکی از آنها ایران استار است. ایران استار را وقتی دست می‌گیرم حتی تبلیغش را هم می‌خوانم.

مهاجرت مهندس احمد تبریزی و مهندس کامبیز افشاری، به کانادا، به سال‌های دور، یعنی بیش از سی سال پیش برمی‌گردد‌‌، هر دوی آنها تلاش کردند فرای زندگی و کار و پیشه‌شان‌، کاری برای جامعه ایرانی انجام دهند. کاری که باقی بماند. شاید اگر برگردیم به دوران شروع آنها در کانادا، به مقطعی برسیم که همه چیز دشوار؛ اما بهتر از امروز بود. در حال حاضر، کار در کامیونیتی ایرانی سخت‌تر شده چرا که انتظارات، سوء برداشت‌ها، ناشکیبایی و یا توقعات هر یک از ما از دیگری، مجال به انجام رساندن بسیاری از کارها و در نهایت پیشرفت را از اکثر سازمان‌ها گرفته است. به مناسبت بیست و پنج سالگی ایران استار، تصمیم گرفتیم تا با این عزیزان که به جامعه ایرانی خدمات زیادی کرده و زحمات فراوانی کشیده‌اند، گفتگویی داشته باشیم. در ابتدا ایران استار از مهندس احمد تبریزی بنیان‌گذار اولین کامیونیتی سنتر ایرانی(‌بنیاد پریا) و مهندس کامبیز افشاری، ریاست انجمن فنی مهندس، برای این گفتگوی دوستانه تشکر می‌کند

Ahmad-Tabriziآقای تبریزی چند سال است که به کانادا آمدید و چند سال است که بنیاد پریا را اداره می‌کنید؟
من در مارس 1984 به کانادا آمدم. بنیاد پریا را در سال 2001 شروع کردم و در سال 2002 به عنوان بنیاد خیریه در سطح فدرال به ثبت رساندم. از سال 2002 تا کنون به عنوان بنیان‌گذار و پرزیدنت، بصورت داوطلبانه پریا را اداره کرده‌ام.
بهترین دستاورد شما از گشایش یک کامیونیتی ایرانی چه بوده؟
بهترین دستاورد من موفق شدن به اینکه اولین و تنها کامیونیتی‌سنتر ایرانی را در دنیا بوجود آوردم. البته این افتخار در درجه اول متعلق به یاری‌دهندگان مالی بنیاد پریا و سپس ایرانیان مقیم تورنتو می‌باشد.
تا چه حد نمایندگان ایرانی ما به پیشرفت این کامیونیتی‌سنتر کمک کرده‌اند؟
اجازه بفرمایید در مورد نقش نمایندگان ایرانی در این مقطع که نزدیک انتخابات است صحبتی نکنم، در فرصت بعدی پس از انتخابات در این مورد صحبت خواهم کرد.
در گفتگویی که با ارشدان بنیاد پریا داشتیم (که به جهت اهمیت آن هفته آینده روی جلد منتشر خواهد شد) تقریبا همه آنها از تنهایی گله‌مند بودند، خیلی از آنها به زندگی در خانه سالمندانی که پرسنل ایرانی داشته باشد نیازمندند، خود شما فکر می‌کنید چطور این مسئله را می‌توان حل کرد؟
بله کاملا با شکل سالمندی ایرانی‌تبار آشنا هستم. یکی از اهداف پریا بوجود آوردن خانه سالمندان می‌باشد. انجام چنین هدفی احتیاج به همفکری و مشارکت اعضای کامیونیتی در ابعاد وسیع دارد که متاسفانه در حال حاضر و. شرایط موجود، چندان عملی به نظر نمی‌رسد
مطلع شدیم که بنیاد پریا اقدام به اسپانسری تعدادی از دانشجویان ایرانی کرده/ لطفا توضیح دهید این دانشجویان باید چه شرایطی داشته باشند و به چند نفر کمک خواهید کرد؟ 
از لحاظ شرایط، باید دانشجوی ایرانی ساکن کانادا باشند و از نظر تعداد، محدودیتی در نظر نداریم و بستگی به میزان کمکی دارد که به هر فرد خواهد شد‌. مطمئن هستیم که بیش از 20 دانشجو را اسپانسر خواهیم شد و بزودی اطلاعات کامل آن را در اختیار همگان قرار خواهیم داد.
نقش رسانه‌های امروز را در روشنگری مردم به واقعیات تا چه حد مثبت می‌بینید؟
متاسفانه رسانه‌های فارسی‌زبان بزرگ شهر تورنتو، بیشتر به مسایل آگهی و مقالاتی با مسائل برون‌مرزی مشغول می باشند و کمتر به مسائل روزانه جامعه، آموزش مهاجران به یادگیری موارد مربوط به کشور جدیدی که در آن زندگی می‌کنیم توجه دارند.
خود شما چه توقعی از یک روزنامه ایرانی دارید؟
کمک به آشنا نمودن جامعه ایرانی و موفقیت در جامعه کانادا
در بین مطالب ایران استار، کدام قسمت را بیشتر می‌پسندید؟ و چه پیشنهاد و نظری برای بهتر شدن ما دارید؟
اخبار کانادا و خانواده
 
Kambiz-Afshariآقای افشاری چند سال است که به کانادا مهاجرت کرده اید؟ 33 ساله
در حال حاضر در انجمن فنی مهندس چه می‌کنید؟
من الان پرزیدنت هستم
چه کارهایی در سازمان شما صورت می‌گیرد؟
در درجه اول هدایت ایرانیانی که می‌آیند و مهندس هستند و کمک می‌خواهند. آنها می‌توانند به ما یا کانون مهندس تلفن کنند. ما بیشتر بچه‌های فنی را می‌گیریم چرا که ما همه فارغ‌التحصیل دانشکده فنی هستیم و این دانشکده اولین دانشکده مهندسی ایران است
فکر می‌کنید جامعه ایرانی در طول دهه گذشته چه تغییر مثبت و یا منفی داشته؟
در مدتی که ما اینجا بودیم تقریبا سه نسل را دیده‌ایم، خودمان که بیش از سی سال قبل آمدیم، بعد 20 سال تا 10 سال قبل، و دسته آخر از 10 سال قبل به این طرف. ده سال قبل به این طرف که آمده‌اند خیلی فرق می‌کنند. یه تعدادی از آنها سرخورده هستند، بعضی‌شان دو شخصیتی هستند،‌ و از آنجا که آنها بعد از ورود با ما مخلوط می‌شوند و با هم ارتباط داریم‌ متاسفانه باید بگویم‌ که خیلی از آنها گویا به زبان دیگری صحبت می‌کنند و نسبت به نسل‌های قبلی،‌ متاسفانه دروغ راحت می‌گویند. ولی از سوی دیگر، نسل‌های قبلی چند شغل عوض می‌کردند تا بتوانند روی خطی که می‌خواهند قرار بگیرند‌ ولی الان به دلیل اینکه از ایرانیان دیگر که تعدادشان زیاد شده، از ابتدا راهنمایی می‌گیرند بیشتر از یک یا دو خط عوض نمی‌کنند و خیلی سریع‌تر سوار کار می‌شوند که این نکته مثبتی است. البته لازم به تذکر است که تعداد کسانی که برمی‌گردند خیلی زیاد است. در حالی که در کسانی که 20 سال پیش به قبل آمده‌اند، چنین چیزی را نمی‌بینیم.
از نگاه شما جامعه ایرانی ساکن کانادا چه مشکلات بزرگی دارند؟
جامعه ایرانی فکر می‌کند که بودن با ایرانی یعنی خرید از ایرانی‌ها، فکر می‌کنند اگر نان بربری و مایحتاج غذایی ایرانی را از فروشگاه ایرانی بخرند  معنایش مشارکت است. در صورتی که در مشارکت، جامعه ایرانی باید روی ایرانی تکیه کند و با آنها کار کند. هنوز می بینیم اگر جایی برویم و فارسی صحبت کنیم دیگران ساکت می شوند تا متوجه حرفشان نشویم. یعنی هنوز خفاکاری را برخی با خودشان دارند. هنوز ایرانی‌ها به هم اعتماد نکرده‌اند تا مثل ایتالیایی‌ها، یهودی‌ها، لهستانی‌ها و یا پرتغالی‌ها دور هم جمع شوند. پرتغالی‌ها خودشان، تعاونی خودشان را دارند، ما اصلا چنین چیزی را نداریم و هر کس مغازه خودش را زده و اگر موفق شود، یکی دیگر می‌آید بغل دست او و همان را می‌زند. ما فقط چند سازمان داریم و یک بنیاد پریا. دیگر چیزی که مشارکت ما ایرانیان را نشان دهد نداریم.
چرا بین سازمان‌های ایرانی همبستگی نیست؟ ما هرگز یک برنامه بزرگ از طرف همه سازمان‌ها نداشتیم تا بتواند انسجام جامعه ایرانی را نشان دهد
زمانی که ما آمدیم یک انجمن ایرانیان داشتیم. این انجمن داشت خیلی خوب پا می گرفت و اسمش بزرگ می شد همه میرفتند آنجا. متاسفانه بخاطر چند دستگی آنجا از هم پاشید و مردم سرخورده شدند. ما هنوز نتوانسته‌ایم به آن نتیجه نرسیدیم که همه با هم بتوانیم جایی را دایر کنیم. ما محلی برای خودمان نداریم که عروسی‌ها‌ و برنامه‌ها آنجا برگزار شود. فکر کنید همین ICC را، یک عده می‌گویند آنجا نروی‌ها، اعصاب خرد کن است. ببینید ما نمی‌توانیم خودمان با هم کنار بیاییم و اختلافات ما انگار مانند زمان قاجار، قبیله‌ای است که یکدفعه یک قبیله پیروز شد و مملکتی را داغون کرد، ما چنین دعواهایی داریم و مدام به طرز فکرهای یکدیگر ایراد می‌گیریم. ما یک اشکال دو دهنه داریم. یک سمت ایران و یک سمت اینجا. ما نمی‌توانیم اینها را با هم مخلوط کنیم. در حالی که باید خوب‌های هر دو سمت را بگیریم. دوستان ما نمی‌پذیرند که آنجا وطن ماست. نمی‌توانیم بگوییم چون آنجا را دوست نداریم، حتما باید جنگ شود تا آن رژیم کنار برود. ما به این شکل نمی‌توانیم در کانادا زندگی کنیم. چون حتی اگر رژیم عوض شود؛ تاثیر آن به ما فقط این است که مثلا سفارت داریم و یا آبرویی که توسط حکومت آخوندی رفته به ما برمی‌گردد. ولی اشکال ما این نیست. اشکال ما اتحادی است که نداریم و فقط یکبار در سال1978 داشتیم.
از بین مطالب ایران استار، به کدام بخش آن علاقمندید و روزنامه ما را در بیست و پنج سالگی چگونه می‌بینید؟
ما در اینجا 5 روزنامه اصلی داریم، 3 تای آنها فقط تبلیغ دارند ولی دوتای آن را من و دوستانم خیلی احترام می‌گذاریم و هر جا می‌رویم از این دو روزنامه حرف می‌زنیم که یکی از آنها ایران استار است. ایران استار را وقتی دست می‌گیرم حتی تبلیغش را هم می‌خوانم.
برای بهبودی این روزنامه چه پیشنهاد و توصیه ای دارید؟
اگر ما ایرانی‌ها بتوانیم ثبوت خودمان را حفظ کنیم، و بالاتر برویم خیلی عالی است. روزنامه ایران استار را هر کسی بردارد می‌داند که روشنفکری حرف می‌زند و ضد هیچ کس نیست، و درست هر خبری را می‌نویسد، به عبارتی ایران‌استار موضوعات مثبت و منفی را جمع می‌کند و همان را به اطلاع مردم می‌رساند و این بسیار مهم است. ایران استار اصلا لنگ نمی‌زند، به یک سوی چپ یا راست گرایش ندارد و مستقیم به جلو می‌رود ولی روزنامه دیگری که گفتم ‌به سمت چپ می‌زند. پس این نقطه امتیاز ایران‌استار است.

Author: Iran Star

Category: Family

Sub-Category: With You

Date: 4 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: