culture-golmohammadi-amniat

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید‌: نعمت‌های ناشناخته، سلامتی و امنیت است

امنیت یکی از ضروری‌ترین نیازهای یک جامعه است‌. امنیت بسته به زمینه‌های کاربردی و بررسی‌های شناختی به انواع مختلف تقسیم‌بندی می‌شود‌. امنیت فردی، امنیت خانوادگی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی، امنیت منطقه‌ای‌، امنیت بین‌المللی و امنیت سایبری نمونه‌ای از این تقسیم‌بندی‌ها است‌. صحبت امروز ما در رابطه با امنیت اجتماعی است .
امنیت اجتماعی یک جامعه به سلامت اجتماعی آن بستگی دارد‌. برخورداری یک جامعه از سلامت اجتماعی، امنیت اجتماعی را ایجاد می‌کند‌. سلامت اجتماعی در ارزیابی رفتارهای مثبت و منفی افراد جامعه در ارتباط با یکدیگر قابل تشخیص و تضمین است‌. فقدان امنیت اجتماعی پیامدهای ناگواری برای جامعه دارد‌. انسان برای زندگی و کار به جامعه‌ای آرام و سالم نیاز دارد‌. برای اینکه افراد با احساس امنیت و آرامش خاطر می‌توانند به کار با بازده بالا اقدام کنند و موجب رشد و شکوفایی جامعه گردند‌. امنیت اجتماعی در حقیقت حفظ سیستم‌های اجتماعی است، به گونه‌ای که اجتماع، خانواده و فرد در مقابل تهدید‌ها و ناهنجاری‌های اقتصادی، اجتماعی یا شخصی ایمن بوده و از روند بی‌خطر زندگی خود اطمینان داشته باشند‌. آنچه که امنیت اجتماعی را به مخاطره می‌افکند، عدم سلامت در آحاد مردم جامعه است‌. سلامت روحی و روانی از سلامت جسمی در سلامت اجتماعی مهمتر است‌. نا امنی اجتماعی ارتباط مستقیم و نزدیکی با عدم سلامت روحی و روانی افراد جامعه دارد‌. نا‌امنی می‌تواند فضائی استرس‌زا و شکننده در جامعه ایجاد کند‌. بطوریکه شهروندان قادر به کنترل ترس و افت روحیه خود نباشند و نتوانند فعالیت‌های اجتماعی خود را با طیب خاطر و در آرامش انجام دهند‌.
جوانان بعنوان یکی از مهمترین سرمایه‌های انسانی هر جامعه محسوب می‌گردند و در جهت بالا بردن سلامت اجتماعی باید به این قشر توجه خاصی داشت‌. در روند بالا نگهداشتن سلامت اجتماعی، تمامی ارکان اجتماعی و خانوادگی مهم هستند‌. خانواده در این دسته‌بندی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، بطوریکه هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند اگر از خانواده‌ای سالم برخوردار نباشد‌. سلامت اجتماعی جوانان در جامعه باعث کاهش آسیب‌های اجتماعی می‌شود‌.
آنچه که در هفته گذشته در شهر تورنتو اتفاق افتاد، نمونه‌ای بارز از عدم سلامت اجتماعی جوانان به حساب می‌آید‌. اگر چه هنوز انگیزه‌ها و ریشه اصلی این اتفاق توسط متخصصین و افراد صاحب صلاحیت مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته است ولی از روی تطابق و پژوهش اطلاعات اولیه می‌توان به این گمان رسید که این حادثه ریشه روانی و روحی داشته و علت اصلی آن در مرحله اول به خانواده و در مراحل بعدی به اجتماع بر می‌گردد.
هر حادثه و اتفاق ناگواری در جامعه یک هشدار و علامت برای آن است که سلامت اجتماعی آن جامعه در خطر است‌. بنابراین جامعه‌شناسان، روان‌ شناسان، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقات اجتماعی نباید از کنار این حادثه به راحتی گذر کنند‌. از روی اطلاعات اولیه منتشر شده می‌توان حدس زد که این حادثه یک حرکت تروریستی، سیاسی، یا تمرد اجتماعی برنامه‌ریزی شده نبوده است‌. این کار نشان از یک بحران روحی و روانی در بعضی از جوانان است که دولت، خانواده، اجتماع و مراکز مختلف تحقیقاتی باید برای آن چاره‌اندیشی کنند‌. برای بالا بردن سطح امنیت اجتماعی لازم است که در یک بخشی از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، سازمانی ویژه بررسی این حادثه و حادثه‌های مشابه از جمله حرکت‌های ناهنجار دیگر، خودکشی‌ها و نافرمانی‌های اجتماعی، بوجود آید و به طور علمی و آکادمیک ریشه‌های اینگونه ناهنجاری‌ها مورد بررسی قرار گیرد و راه کارهای اجرایی برای بالا بردن سلامت جامعه تدوین و به اجرا درآید‌. در هفته گذشته به اندازه کافی رسانه‌های گروهی و خبرگزاری‌های مختلف درباره این حادثه گزارش و خبر تهیه کرده‌اند‌. حال نوبت استفاده درست از این گونه اخبار و اطلاعات است تا به طور ریشه‌ای و اصولی این مشکلات اجتماعی بررسی و راه حل اجرایی برای آن تدوین گردد و به اجرا درآید، تا مردم احساس کنند که سطح امنیت اجتماعی مطلوب و آرامش بخش است‌.
 
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار آید
سعدی، شاعر پارسی‌زبان شیرین‌سخن شیرازی در گلستان حکایتی دارد که بیانگر بسیاری از نکات دقیق و لطیف است‌. او می‌نویسد‌:
"پادشاهی با غلام عجمی در کشتی نشسته‌. غلام که دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده، گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش افتاد. چندان که ملاطفت کردند، آرام نمی‌گرفت و عیش ملک از او منغص بود، چاره ندانستند‌. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت‌: اگر فرمان دهی من او را به طریقی خاموش گردانم‌. ملک گفت‌: غایت لطف و کرم باشد‌. بفرمود تا غلام به دریا انداختند‌. باری چند غوطه خورد، مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند‌. به دو دست در سکان کشتی آویخت‌. چون برآمد به گوشه‌ای نشست و قرار یافت‌. ملک را عجب آمد پرسید‌: در این چه حکمت بود‌؟ گفت‌: از اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی‌دانست‌. همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید."
ما از این حکایت‌ پند‌آموز سعدی می‌توانیم در زندگی روزمره خود استفاده‌های مطلوب به عمل آوریم‌. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید‌: "نعمت‌های ناشناخته، سلامتی و امنیت است". بنابراین در کلیه مراحل زندگی باید انسان مراقب سلامتی خود باشد و قدر امنیتی که دارد را بداند‌. کانادا کشور بزرگ و ارزشمندی که به هر دوی این نیازهای اساسی انسان‌ها توجه دارد. دولت خدمات پزشکی و بهداشتی را به طور رایگان در اختیار تمام شهروندان کانادایی قرار می‌دهد و امنیتی که در کانادا برقرار است در سطح جهان نظیر ندارد‌. حال اگر یک اتفاق غیر‌مترقبه می‌افتد، این حوادث، با توجه به اتفاق‌هایی که در سطح جهان در حال حاضر بوجود می‌آید، قابل مقایسه نیست‌. ولی به قول سعدی ما قدر داشته‌های خود را موقعی می‌دانیم که به گرفتاری دچار شویم‌. بنابراین شهروندان کانادایی باید با اراده و مصمم از اتفاق‌ها به امنیت و تعادلی که در جامعه اینجا وجود دارد پی ببرند و با رفتار و اعمال خود در حفظ آن بکوشند‌.
 
باغ صد خاطره
با من ای دوست تو بیگانه مباش
که تو نزدیک‌تر از من به منی
غم جانکاه مرا می‌دانی
قصه تلخ مرا می‌خوانی
هرگز از یاد مبر
قصه دوری و تنهایی را.
 
نامه آخر تو در دل من شور افکند
سایه غم به کناری رفت
اینک ای دوست
سخن از مهر بگو
سخن از وعده دیدار بگو
که امیدی به دل خسته من باز رسد
تو پرستوی بهارانم باش
از دلم کوچ مکن
تا که با یاد تو هر دم من
"باغ صد خاطره" در ذهنم
شکوفا گردد.
"نگارنده"
 
سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران امسال با شعار "نه به کتاب نخواندن" از تاریخ 12 تا 22 اردیبهشت 1397 در مصلای تهران برگزار می‌گردد. این نمایشگاه هر ساله میعادگاه عاشقان کتاب و کتاب خوانی است‌. ما سعی می‌کنیم در این باره در هفته‌های آتی اطلاعات کارشناسی شده‌ درستی به خوانندگان ارائه دهیم تا با کم و کیف این رویداد فرهنگی بزرگ آشنا شوند‌.
در ارتباط با همین موضوع نظر شما را به گفته‌ای از ویکتور هوگو نویسنده و شاعر بزرگ فرانسوی جلب می‌کنم که مضمون بسیار ارزشمندی در آن نهفته است‌. او می‌گوید‌: " برای نابود کردن یک فرهنگ، نیازی به سوزاندن کتاب‌ها نیست‌. کافی است کاری کنید که مردم آنها را نخوانند‌."
این کلام ویکتور هوگو اکنون در جامعه ما اتفاق افتاده و تیراژ نشر کتاب به سیصد نسخه رسیده است‌. حال وظیفه ما است که اگر در تورنتو یا شهرهای دیگر خارج از کشور سکونت داریم سعی کنیم بدون تبلیغات و اهداف شخصی، گروهی و سیاسی از نابودی فرهنگ و ارزش های تاریخی و اجتماعی‌مان جلوگیری نمائیم. بنابر‌این سعی کنید کتاب خریدن را فراموش نکنید و به نسل‌های آینده این حرکت شایسته را آموزش دهید .
عشق را دزدیده‌اند
یک نفر از کوچه ما عشق را دزدیده است
این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است
عاشقی‌ می‌گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه‌های کوچه باغی چیده است
دوره گردی در خیابان‌ها محبت می‌فروخت
گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است
عشق‌بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دور میدان دیده است
یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است
چشمکش را هیز چشمی خیره‌سر دزدیده است
می‌روم از شهر این دل سنگ‌های کور دل
یک نفر بر ریش ما دل‌ریش‌ها خندیده است
                                       شعر از: عباس سجادی

Category: Culture

Sub-Category: Community

Date: 2 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: