golmohammadi-culture-khodkameh

می‌گویند سرمایه جایی می‌رود که در آن امنیت باشد‌. امنیت معنی‌اش تنها دوری از جنگ و خونریزی نیست‌. جامعه‌ای که نتواند حافظ منافع سرمایه‌دار باشد،امنیت ندارد‌.

قدرت در حکومت‌های خودکامه یا دیکتاتوری از سیستم‌های اجتماعی محیط بسته‌ای می‌آفریند. نوعی آکواریوم که آدم‌ها در آن مانند ماهی‌های طلایی گردش می‌کنند‌. در این فضای زندگی همه چیز طوری سازمان داده شده که انگار آکواریوم خود دنیا است‌. تمام اشکال تجلی زندگی، روزنامه ها، کتاب ها، هنر، دانش، روز کار، روز تعطیل، همه و همه ظاهرا به طور کلی از قوانینی پیروی می‌کنند که حکومت مهر تایید بر آنها زده است.
برای حکومت خودکامه (دیکتاتوری) مسئله اصلی این است که موفق شود افق دید آدم‌ها را با اسطوره‌ها به گونه‌ای محدود کند که هیچ روزنی باقی نماند‌. از این رو لازم است دیواری بسازد و رابطه ساکنان کشور خود را با جهان قطع کند‌. پس باید آزادی، زندگی خصوصی و بهره‌گیری هر یک از شهروندان از هنر به گونه‌ای سامان داده شود که هیچ گوشه دنجی باقی نماند که مردم از فشار اتمسفری و همه جانبه به آن پناه ببرند‌.
مهم نیست که زندگی اجتماعی بر مبنای کدام اصول و ایدئولوژی بنا شده باشد، یا این حکومت خودکامه (دیکتاتوری) در جهان سوم باشد یا جهان اول‌. خودکامگی نحوه حکومت متشابهی در جهان ایجاد می‌کند‌. در جهان اول با ظاهر فریبنده دموکراسی و در جهان سوم با ظاهر خشن دیکتاتوری‌. مانیفست حکومت‌های خودکامه در هر جای جهان که باشد یکی است‌.
 
عالم‌ترین و جاهل‌ترین فرد کیست‌؟
نقل است که هارون‌الرشید (بزرگترین خلیفه عباسی) او (منصور بن‌عمار) را گفت‌: از تو سوالی کنم و سه روز مهلت دهم در جواب آن‌گفت‌:بگوی‌. گفت‌: عالم‌ترین خلق کی است‌؟ و جاهل‌ترین کی است‌؟ منصور برخاست و بیرون آمد‌. پس هم از راه بازگشت و گفت‌:"ای امیرالمومنین جواب شنو:"عالم‌ترین خلق مطیع ترسناک است و جاهل‌ترین خلق عاصی ایمن."
"تذکره‌الاولیا عطار نیشابوری"
 
فرار سرمایه و نیروهای کار متخصص از کانادا و ایران
می‌گویند سرمایه جایی می‌رود که در آن امنیت باشد‌. امنیت معنی‌اش تنها دوری از جنگ و خونریزی نیست‌. جامعه‌ای که نتواند حافظ منافع سرمایه‌دار باشد،امنیت ندارد‌. در ایران از اول انقلاب تا کنون یعنی حدود چهل سال است دولت از سرمایه‌داری و بخش خصوصی مستقل حمایت نمی‌کند‌. بنابر‌این در طول این چندین سال سرمایه در حال خروج از کشور بوده است‌. سرمایه تنها پول نقد نیست،واحدهای تولیدی و صنعتی، بنگاه‌های کارآفرین و حتی شرکت‌های خدماتی دارای پشتوانه سرمایه‌ای هستند که اگر فعالیت‌های آنها متوقع گردد، سرمایه‌دار به هر میزان که بتواند از دارایی‌های خود را به فروش می‌رساند و از فضایی که نتوانسته است فعالیت سود‌ده را تضمین کند خارج می‌شود‌. در آمارها آمده است که در طول این چند ماه اخیر که جامعه ایران دچار مشکلاتی شده است حدود چهل میلیارد دلار پول از کشور خارج گردیده‌. بدیهی است وقتی فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی مختل گردد، بخش قابل توجهی از نیروی کار نیز بی‌کار می‌شود‌. آن بخش از این نیروها که دارای تحصیلات و تخصص و مهارت هستند نیز محیط ناایمن کار را ترک می‌کنند و به کشورهای دیگر می‌روند‌.
چرا در این‌باره راه دور برویم،در کشور کانادا نیز این موضوع به علل مختلف در حال وقوع است‌. رئیس رویال بانک کانادا چندی پیش اعلام کرد فرار سرمایه‌ها از کانادا به آمریکا و کشورهای دیگر به شکل واقعی در حال انجام است Dave Mckay‘ رئیس هیات مدیره RBC در گفتگویی با آژانس خبری "کندین پرس" با نگرانی عمیق خود،درباره توانایی‌های رقابتی کانادا در برابر امریکا و تغییراتی که اخیرا در سیستم مالیاتی امریکا ایجاد شده و سرمایه‌های کانادایی را به خود جذب می‌کند، گفته است‌:" انتقال بسیار قابل توجهی از سرمایه‌های کانادایی به سوی بخش‌های انرژی و تکنولوژی امریکا در حال انجام است‌." بدیهی است که فرار سرمایه‌ها، به احتمال بسیار زیاد فرار مغزها و نیروهای متخصص را نیز به دنبال دارد . مک کی همچنین به این نکته ظریف اشاره کرد که "دولت کانادا به همه جای دنیا می‌رود و تبلیغ می‌کند. کانادا بهترین مکان برای سرمایه‌گذاری است‌." ولی اگر این کشور زیبا، متنوع و پذیرنده نیروی انسانی از سرتاسر دنیا نتواند سرمایه‌ها را نگهدارد، نیروهای متخصص را هم نمی‌تواند نگهدارد‌.
این فرایند از زمانی که دونالد ترامپ به ریاست جمهوری امریکا رسید،با توجه به سیاست‌هایی که در صنعت و تجارت امریکا اعمال کرد، تشدید شده است‌. بعضی‌ها ممکن است این حرکت سرمایه و تخصص را در دنیای سرمایه‌داری امری عادی تلقی کنند ولی همواره این طور نیست‌. هنگام ایجاد یک چنین تغییراتی در سطح اقتصاد جهانی،هر کشوری باید حافظ منافع خود باشد‌. بنابراین دولت کانادا نیز باید در این باره چاره‌اندیشی اساسی و اجرایی به عمل آورد‌. در دنیای سرمایه‌داری نمی‌توان صبر کرد تا یک حرکت رقیب اثرش را‌ روی اقتصاد جامعه بگذارد و آنگاه به صورت تدافعی حرکتی کرد‌. در این رابطه حرکت متقابل کشور چین در مقابل کارهایی که دولت امریکا در جهت تغییرات تعرفه‌های وارداتی از چین انجام داد، الگوی خوبی است‌. بنابراین استراتژی زمان حال ایجاب می‌کند که کانادا علاوه بر اینکه در جهت جذب سرمایه‌های خارجی اقدام می‌کند، در جهت حفظ سرمایه‌های داخلی با تصویب قوانین و مقررات درست نیز کوشا باشد و در مقابل زیاده‌خواهی امریکا استراتژی تدافعی‌ نداشته باشد‌. از نظر علم اقتصاد و سرمایه،شرایط حاضر اگر چه تهدید به حساب می‌آید ولی با تمهیداتی می‌توان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و از یک شرایط اقتصادی و تجاری که هشتاد درصد آن با همسایه جنوبی انجام می‌گیرد و این هر آن ممکن است ریسک پذیر باشد، به یک حالت پنجاه درصد آن را تقلیل داد و دریچه‌های تجاری را به سوی کشورهای دیگر، بویژه کشورهای آسیایی و آفریقایی گشود‌.
 
واقعیتی از حالت روزگار ما به روایت مولوی


آن یکی در خانه‌ای ناگه گریخت                     زرد روی و لب کبود و رنگ ریخت
صاحب خانه بگفتش خیر هست                     که همی لرزد ترا چون پیر دست
واقعه چون است چون بگریختی                      رنگ رخساره بگو چون ریختی
گفت‌: بهر سخره شاه حَرون                           خر همی گیرند مردم از برون
گفت : می‌گیرند خرای جان عم                      چون نه‌ای خر رو تو را زین چیست غم
گفت : بس جدند و گرم اندر گرفت                  گر خرم گیرند هم نبود شگفت
بهر خر‌گیری برآوردند دست                          جد و جد، تمییز هم برخاسته است
چون که بی تمییز یا نمان سرورند                   صاحب خر را به جای خر برند
"مثنوی مولوی"
ماجرای آبگوشت پختن نیما یوشیج
عالیه خانم (همسر نیما) برای خرید همراه خواهرش از شمیران به تهران رفته بود، قرار بود نیما آبگوشت بار کند‌. آب و مقداری زردچوبه و لپه در دیگ ریخت و پخت اما گوشت را فراموش کرد‌. وقتی عالیه خانم از خرید برگشت من (شراگیم پسر نیما) سفره را پهن کردم و آب‌ زرد را همراه با لپه های پخته شده در کاسه ریختم و میان سفره گذاشتم‌. عالیه خانم با تعجب بداخل کاسه نگاه می‌کرد، اما ناگهان صدای خنده نیما بلند شد‌ و آن وقت فهمید که گوشت را فراموش کرده است‌. خیلی خندیدیم اما عالیه خانم زیر لب چیزی می‌گفت که ما نمی‌فهمیدیم .
"نیما چه می‌گوید؟نگارنده"
 
انتظار در غربت
هر سحرگاه که نور خورشید
می‌درخشد در این غربت سرد
در پس کوه خیال ذهنم
انتظار قدم نوسفری دارم.
 
هر شبانگاه که نسیمی آرام
می‌گذرد از آرامگه خاطره‌ها
با گردش هر نگاهم دائم
آرزوی میهمان دگری دارم.
هر سپیده که سفیر نور
می‌کند بار سفر آماده
تا رسد به دیاری دیگر
در نگاه هر گل
در شروع هر عشق
و در آئینه ذهنم
طرح سیمای تو را می‌بینم
چکنم بر سر راهت هر روز
از هر رهگذری
در خم هر کوچه و هر بن بست
چشم ماتم زده من
ترا می‌جوید
ترا می‌جوید.
"نگارنده"
تنش درونی و استرس در مهاجرت
این موضوع را به خاطر داشته باشید که انسان در مهاجرت از بیماری آسیبی جدی نمی‌بیند،از تنش‌های درونی و استرس تا حد مرگ پیش می‌رود‌. تنش‌های روزانه ممکن است خواب را هم از ما بگیرند‌. اگر این وضعیت روز به روز ادامه پیدا کند، سرانجام به شکل بیماری فیزیکی در ما بروز می‌نماید‌. بیایید به خودمان تلقین کنیم که هیچ نوع تنش و استرس را به درونمان راه ندهیم‌. اگر آنها ما را به سوی خودشان می‌کشند، تمرین کنیم که رهایشان نمائیم‌. رها کردن گاهی اوقات بهتر از بدست آوردن است. این فرایند را تمرین کنید . قطعا نتیجه می‌گیرید‌.
"تفکرات یک مهاجر"

Category: Culture

Sub-Category: Literature

Date: 3 ماه 3 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: