real-estate-anvari-kitchen

البته آشپزخانه در خانه‌های ویلایی مسیر کاملا متفاوتی را پیموده است، در این منازل هم آشپزخانه به داخل آمده است و روزبه روز زیباتر و شکیل تر شده است

وقتی‌ که بچه بودم همان موقع که به قول شاعر غم بود اما کم بود، خانه‌ها این شکلی‌ نبودند، بزرگتر بودند، حیاط‌هایی با یک حوض آب در وسط و باغچه‌هایی با گل‌های میمون، اطلسی‌، رُز... و در خانه‌های قدیمی‌‌تر گاهی‌ با درختان سر به فلک کشیده،‌ در اطراف آن خودنمایی می‌‌کردند. بله آن روز‌ها آشپزخانه اتاق کوچکی بود در گوشه‌ای از حیاط. ‌هنوز اجاق گاز به بازار نیامده بود تا هر وقت ماشین گاز در کوچه ظاهر شد کپسول پرسی‌گاز را کول بگیری و سراسیمه بدوی در کوچه تأ کپسول خالی‌ را با کپسول پر شده عوض کنی‌. کمتر از شصت سال پیش هنوز از لوله‌کشی‌ گاز و آب خبری نبود و در بسیاری از شهرها در سرزمین مادری آب را در آب انبار ذخیره می‌‌کردند‌، چراغ‌هایی که روی آن غذا می‌‌پختند یا علاالدین بود یا چراغ سه فتیله‌ای که خیلی‌ مدرن بود و سه فتیله داشت. از آنجایی‌که وسائل آشپزی پیشرفته نبود و پخت غذا طول می‌‌کشید، خانم خانه بعد از اینکه صبحانه اهالی خانه را سرو می‌کرد و اهالی خانه را روانه کار و مدرسه می‌‌کرد‌، مواد لازم برای تهیه نهار را خریداری می‌کرد و به محل کارش که همان آشپزخانه گوشه حیاط می‌رفت تا با کمک چراغ‌های نفت‌سوز موجود نهار خانواده را آماده کند. شاید علت عمده‌ای که آشپزخانه مجزا از قسمت‌های دیگر خانه ساخته می‌شد نبودن تجهیزات تهویه مناسب بود. به جز باز کردن پنجره‌ها راه دیگری برای بیرون راندن بوی غذا وجود نداشت. بنابراین وقتی‌ که اهالی خانه برای صرف نهار وارد می‌شدند سفره نهار در اتاق نشیمن یا نهار‌خوری پهن‌ و بشقاب‌ها چیده می‌شد، و نهار که در اتاق گوشه حیاط آماده و کشیده شده بود بعد از عبور از حیاط از در وارد می‌شد و اهالی گرسنه را خوشحال می‌کرد! کم‌کم زندگی‌ تغییر کرد. آب لوله‌کشی‌ شد. خانه‌ها دارای برق شدند و تجهیزات پخت و پز بهتر شد. آشپزی سرعت گرفت. انواع ساندویچ فروشی، و پیتزا و رستوران به وجود آمد. دیگر لازم نبود یک نفر صبح تا شب در آشپزخانه به سر ببرد تاشکم چهار نفر سیر باشد. جمعیت بیشتر شد، خانه‌ها کوچکتر شد، آشپزخانه‌ها و دستشویی‌ها به داخل خانه آمدند. آب انبار که هیچ، حوض آب هم بی‌معنی‌ شد، حیاطی‌ که دیگر حوض‌، آشپزخانه و آب انبار نداشت دیگر لازم نبود آنقدر بزرگ باشد.

حیاط‌ها و خانه هم چنان کوچکتر اما مخارج زندگی‌ بیشتر شد! خانم‌ها هم به سر کار رفتند تا ضمن استقلال مالی‌ خانواده رفاه بیشتری داشته باشد. اما خانه‌ها باز هم کوچکتر شد. حالا بچه‌ها هم بعد از مدرسه کار نیمه وقت می‌گیرند تأ قدرت مالی‌ خانواده را افزایش دهند و همه اعضای خانواده دارای استقلال مالی‌ باشند. ‌کم‌کم به این نتیجه رسیدند که خانه‌ها را روی هم بسازند تا کمتر جا بگیرد و مردم بیشتری را بتوان اسکان داد و مردم زودتر به سر کارشان برسند! دلیلی‌ ندارد که مردم این قدر پخش و پلا زندگی‌ کنند. این خانه‌های جدید را آپارتمان نامیدند. حیا‌ط‌‌ها تبدیل به بالکن شد، و‌ آشپزخانه‌ها و دستشویی‌ها به داخل خانه آمدند. حالا آشپزخانه به داخل آمده و صبح تا شب جلوی چشم صاحبخانه است. باید به بهترین و زیباترین تجهیزات آراسته شود، یخچال‌ها و فریزرهای بزرگ و زیبا‌، اجاق‌ها که با استفاده از سبزی خشک و لوبیای کنسرو شده و به کمک گوشت موجود در فریزر در کمتر از یک ساعت قورمه سبزی را سر سفره شما می‌گذارد! خوب ابتدا این آشپزخانه‌های جدید داخل خانه به شکل U ساخته می‌شد چه در آپارتمان و چه در خانه‌های مستقل. خانم، آقا، یا فرزند خانه هنگام آشپزی میان این فضای U شکل می‌‌ایستاد و فضای عملیاتی قابل توجهی‌ پیدا می‌کرد. کابینت‌های زیبا، اجاق، و یخچال همه در اطراف وآشپز در وسط، سرعت عمل بی‌نظیر خورش قیمه‌، قورمه سبزی ... در کمتر از یکساعت سر میز. خودم در عرض چهل و پنج دقیقه لوبیا پلویی تحویل می‌‌دادم که انگشت‌های‌تان را با آن میل کنید البته با سالاد شیرازی. اما این خاطرات مربوط به حدود بیست سال پیش است، همان‌طور که عرض کردم جلوی پیشرفت و ترقی‌ را نمی‌شود گرفت، حالا تمام اعضای خانواده برای زندگی‌ بهتر و حقوق مساوی سر کار می‌روند و تکنیک‌های حصول موفقیت در مصاحبه‌های کاری را می‌آموزند تأ کاری بدست آورند، کار جوهر آدمیزاده، مرد اونه که می‌زنی‌ پشتش گردو خاک بلند بشه‌، اما این مکان مقدس U شکل در آپارتمان‌ها تحول شگرفی را تجربه کرده است. این مکان که ابتدا بخشی از اتاق نشیمن شده بود کم کم برای فراختر شدن محل زندگی‌ یک ضلع خودش را از دست داد و به شکل L در آمد، فقط کافی‌ بود که قسمتی‌ از کابینت‌ها حذف شوند و یخچال یک کمی‌ به اجاق نزدیک شود. اتفاق مهمی که نیفتاده تازه بهتر هم شد کلی‌ در وقت صرفه جویی می‌شود در یخچال را که باز می‌کنی‌ سبزی قرمه خودش میوفته توی قابلمه!!! اما کار به همین جا هم ختم نشد و این آشپزخانه که اونهمه ارج و غرب داشت و یک ملتی با سفره پهن شده به در اتاق نگاه می‌کردند ببینند محصول امروزش چی‌ بوده آنقدر کوچک شد تا یک ضلع دیگرش رو هم از دست داد و تبدیل شد به‌I چند سال پیش بود که یک مشتری محترم کاندو جدیدش رو تحویل می‌‌گرفت و بنده رو هم افتخار داده بود تا برای افتتاحیه افتخار حضور داشته باشم وقتی‌ که در واحد رو باز کردیم و داخل شدیم و یک آشپزخانه خطی‌ دیدیم در دل گفتم‌ ای درود به شرف چراغ سه فتیله‌ای! در آشپزخانه بزرگ گوشه حیاط‌ با درختان سر به فلک کشیده، همان موقع که بچه بودم‌، همان روزها که غم بود اما به قول شعر کم بود! بدون شک این آشپز‌خانه جدید و خطی‌ فقط برای سفارش پیتزا طراحی شده بود!

یک سینک‌، یک اجاق و یک یخچال کنار هم چیده شده که البته کمی‌ پیشخوان و کابینت آنها را از هم سوا کرده است. این پیشخوان کارایی شگفت انگیزی دارد به طور مثال تصور بفرماییدکه هنگام مستولی شدن گرسنگی به اهالی منزل آنها پیتزا سفارش بدهند و زمانی‌ که پیتزا را تحویل گرفتند لازم می‌شود که بهای آنرا پرداخت کنند همانطوری‌که می‌دانید در چنین حالتی‌ انسان کمی‌ دستپاچه می‌شود چون می‌‌خواهد دستش را در جیبش کند که پول پیتزا را پرداخت کند از طرفی‌ دنبال محلی می‌‌گردد تا پیتزا را روی آن بگذارد، این آشپزخانه و اجاق را که می‌‌بیند درود به روان مخترعش می‌‌فرستد که به فکر او بوده است، پیتزا را روی پیشخوان آشپزخانه می‌‌گذارد تا با آسایش به کار تسویه حساب با جوانی‌ که زحمت کشیده و برایش پیتزا آورده بپردازد. همانطوری‌که می‌‌دانید این جوان معمولاً اتومبیلش را دوبله پارک کرده و چشمانش برای مرخص شدن التماس می‌‌کنند. تصدیق می‌فرمایید که اگر این آشپزخانه با مدرن‌ترین و امروزی‌ترین تجهیزات طراحی‌ نشده بود صاحبخانه باید پیتزا را زیر بغلش می‌زد تا بتواند دستش را در جیبش فرو ببرد.
البته آشپزخانه در خانه‌های ویلایی مسیر کاملا متفاوتی را پیموده است. در این منازل هم آشپزخانه به داخل آمده است و روزبه روز زیباتر و شکیل تر شده است بطوریکه یکی‌ از زیباترین بخش‌های خانه و قسمتی‌ از محیط زیست خانه را تشکیل می‌‌دهد و یکی‌ از پر رفت و آمد‌ترین مناطق منزل است.

علت نوشتن این مطلب این بود که یکی‌ از خوانند‌گان محترم تماس گرفتند و پرسیدند که خرید کاندو و خانه در مقایسه با هم چه تفاوتی دارند و من در جواب این دومدل آشپزخانه را مجسم کردم و عرض کردم تفاوتش به اندازه دو آشپزخانه است که یکی‌ به درد سفارش پیتزا می‌‌خورد و در دیگری وقتی‌ مهمانی وارد می‌شود‌، مهمان را در پذیرائی می‌‌نشانی‌ و می‌روی آشپزخانه برایش میوه بیاوری صندلی‌ را بر می‌دارد دنبال شما می‌‌آید در آشپزخانه می‌‌نشیند و می‌‌گوید اینجا راحت‌تره!
نه اینکه فکر کنید من طرفدار یکی‌ از این دو نوع منزل هستم و آنرا تبلیغ می‌‌کنم، نه برای من فرق نمی‌‌کند تیم ما همانقدر که کاندو برای مشتری‌های محترم خریداری کرده همانقدر هم خانه برای آنها خریده‌ایم، این روز‌ها خانه و آپارتمان فراوان برای فروش داریم اتفاقا همه با آشپزخانه‌های مدرن و شیک. ما نیاز شما را خیلی‌ خوب متوجه می‌‌شویم، شما خانه روشن‌، پر نور و راحت دوست دارید که وقتی‌ ناگهان مهمان از راه می‌‌رسد بتوان روی آشپزخانه‌اش حساب کرد فرقی‌ نمی‌‌کند کاندو آپارتمان باشد یا خانه. اگر خریدار جدی هستید سری هم به ما بزنید تا خانه‌ها و آپارتمان‌ها‌یی که برای فروش داریم با هم ببینیم، مطمئن باشید دست خالی‌ بر نمی‌‌گردید. به امید دیدار.

Category: Real Estate

Sub-Category: Property

Date: 2 ماه 3 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: