real-estate-anvari-mozakereh-trump

در هر حال آنروز‌ها گذشته و این داستان‌ها قدیمی‌ شده دیگر کسی‌ چنین کیفیتی را قبول نمی‌کند استاندارد‌ها‌ تغییر کرده، کسی‌ دیگر لازم نیست به اتوبوس آویزان شود

کمی‌ کمتر از پنجاه سال پیش! برای رفتن به مدرسه و کسب علم و دانش باید از اتوبوس شرکت واحد استفاده می‌کردیم که یادآوری آن همواره برایم دلنشین و مفرح است، صبح بدو بدو خودمان را به ایستگاه می‌رساندیم و منتظر اتوبوس می‌شدیم. اینقدر سرک می‌کشیدیم که گردنمان دراز می‌شد تا پس از مدتی‌ از دور چهره آشنا و اخموی یک اتوبوس با دود و دم فراوان پدیدار می‌گشت. همانطور که اتوبوس نزدیکتر می‌شد یک توده مشکی‌ رنگ بزرگ هم که به‌ اتوبوس چسبیده بود بزرگتر و بزرگتر می‌شد، اینها مسافرانی بودند که به اتوبوس آویزان شده بودند و نتوانسته بودند کاملاً داخل شوند. بلافاصله باید جاگیری می‌کردیم ، آیا راننده اتوبوس برای پیاده کردن مسافرانی که به مقصد رسیده‌اند ریسک سوار کردن مسافران بیشتر را می‌‌پذیرد و در ایستگاه توقف می‌‌‌کند؟ یا کمی‌ دورتر می‌‌ایستد مسافرانی را پیاده‌ و فرار می‌‌کند؟
در هر حال حالت"دو" به خودمان می‌گرفتیم و منتظر نزدیک شدن اتوبوس می‌‌شدیم‌، بله راننده تصمیم گرفته کمی‌ جلوتر و دور از دسترس ما توقف کند‌، پس بدو به دنبال اتوبوس..... در اثر فشار مسافرانی که می‌خواستند پیاده شوند اتوبوس باید جایی توقف کند...بالاخره جایی می‌‌ایستد حالا باید مسافران پیاده شوند ولی‌ مگر کسی‌ قادر است از جایش تکان بخورد؟ مردمی که به آن آویزان شده‌اند تکان نمی‌خورند، سر و صدایی از داخل اتوبوس می‌‌آید و می‌‌گوید اجازه دهید چند نفر پیاده می‌شوند ولی‌ هیچکس قادر نیست تکان بخورد، مردمی که به آن آویزانند بعضی‌ پایشان را در رکاب گذشته‌اند و میله داخل اتوبوس را گرفته‌اند، موج دوّم حتی پایشان در هواست و در زمین و آسمان آویزان‌، فقط دستشان را از داخل جمعیت فرو برده‌اند داخل و خدا می‌دانند جائی‌ را اصلا گرفته‌اند یا نه، موج سوم فقط نفر جلویی خودشان را بغل کرده‌اند. حالا سوال اینست که اگر اینها پائین بیایند و اجازه دهند مردم پیاده شوند چه تضمینی هست که دوباره موقعیت طلائی خودشان را بتوانند کسب کنند و دوباره سوار شوند؟ بنابراین به جای پیاده شدن و راه دادن، فشاری به جمعیت داخل اتوبوس می‌آوردند که یک عده‌ از درب جلو بیرون بریزند. طفلک مسافرانی که می‌خواستند پیاده شوند تازه متوجه می‌شدند که پیاده شدن از سوار شدن سخت‌تر است. مسافران جدیدی با زحمت به مسافران قبلی‌ آویزان شده بودند و به هیچ عنوان این موقعیت که نصیبشان شده بود را حاضر نبودند رها کنند چون اگر پیاده می‌شدند ممکن بود اتوبوس برود بنابراین گاهی‌ مسافر به مقصد رسیده را دست به دست از پنجره بیرون می‌انداختند تا بقیه بتوانند به سر کارشان یا مدرسه‌شان برسند، در پایان همینطور که اتوبوس آماده حرکت مجدد می‌شد باید تصمیم می‌گرفتیم که ما هم بپریم و در زمین و آسمان به مسافران آویزان، آویزان‌تر شویم یا از خیر این سرویس فوق‌العاده بگذریم و پیاده برویم...
با این وضع ما دیر به مدرسه می‌رسیدیم، حالا جواب معلم را چی‌ بدهیم؟ معلم مدرسه می‌گفت صبح زودتر بیدار شوید که اتوبوس خلوت باشد، ما هم که نمی‌توانستیم نصف شب بیدار شویم، بالاخره باید شب را بخوابیم و صبح به ایستگاه اتوبوس برویم که آنهم همواره همین‌طور است
در هر حال آنروز‌ها گذشته و این داستان‌ها قدیمی‌ شده دیگر کسی‌ چنین کیفیتی را قبول نمی‌کند استاندارد‌ها‌ تغییر کرده، کسی‌ دیگر لازم نیست به اتوبوس آویزان شود و دیگر حتی شرکت واحد هم چنان پیشرفت  فوق‌العاده‌ای‌ در ارائه سرویس به مشتریان خودش کرده است که "تی‌تی‌سی‌" به گرد آن هم نمی‌رسد، حالا چرا هر چند وقت یکبار یاد اتوبوس‌های شرکت واحد می‌ افتم‌؟ البته قیمت آن سرویس دو ریال بیشتر نبود، بیشتر از این هم نمی‌ا‌‌رزید! انتخاب دیگر این بود که قید این سرویس را بزنیم و پیاده به مدرسه برویم، ولی‌ زمانه عوض شده مردم حق انتخاب‌های فراوانی دارند. با اینحال این سرویس به اشکال مختلف و در زمینه‌های مختلف هنوز ارائه می‌‌شود و بعضی‌ دوستان نادانسته از آن استفاده می‌‌کنند. گاهی‌ بسیار دشوار است به دوستان توضیح بدهی‌ که خانه چند میلیون دلاری را برای فروش به امید دریافت یکی‌ از این سرویس‌های دوریالی رها نمی‌‌کنند.
در قرن بیست و یکم هستیم و استاندارد‌های بسیار پیشرفته ای در ارائه خدمات رایج شده تعجب‌آور است که عده‌‌ای‌ به همان شکل سنتی شرکت واحد مشغول ارائه خدمات هستند و از آن تعجب‌آور‌تر اینکه وقتی‌ از دور ظاهر می‌شوند عده‌ بی‌شماری هم همچون مسافران همان اتوبوس به آنها آویزانند تا اینکه هر کدام نالان و گریان در ایستگاهی پیاده می‌شوند و تازه یادشان می‌افتد که‌ای دل غافل….خوانند‌گان عزیز اگر داستان‌هایی که گاهی دوستان به عنوان درد دل برای من تعریف می‌کنند در یک کتاب بنویسم سوزناک‌ترین کتاب عالم می‌شود، از یک طرف گاهی‌ تقصیر را به گردن خودشان می‌‌اندازم و خدمتشان عرض می‌کنم چرا  اجازه داده اند که با منافع آنها بازی شود و از طرف دیگر می‌بینم مصرف کننده معمولاً بی‌گناه است بلکه باید تشکیلاتی قوی وجود داشته باشد تا اجازه ندهد که گروهی از سر نادانی‌ یا به عمد با منافع خلق بی‌‌دفاع بازی کنند.
دوستان رقابت در هر بیزینسی در دو سطح جریان دارد، آنها که از کیفیت کالا یا سرویسشان می‌زنند و به زور قیمت پائین آنرا به خورد مردم می‌دهند و در سطحی دیگر رقابتی‌ برای افزایش کیفیت و سرویس در جریان است، که کیفیت کار را مدام بالا می‌برد تا بتواند در بازار رقابتی امروز با ارائه بهترین‌ها مشتریان دائمی و وفادار برای خودش فراهم کند امروز بقا و موفقیت هر بیزینسی به بالا بردن سطح رضایت مشتری گره خورده است. امیدوارم با حمایت‌های شما که همیشه باعث دلگرمی‌ ما بوده است بتوانیم روز به روز کیفیت ارائه خدمت خودمان را افزایش دهیم. بدون شک موفقیت ما بدون وجود شما خوانند‌گان و حامیان دائمی میسر نمی‌شده است. در پایان یکی‌ از پرسش‌هایی که این روزها در مکالماتم با مشتری‌ها و خوانند گان محترم مطرح می‌‌شود بپردازم، دوستان می‌‌پرسند آیا پیش‌خرید آپارتمان سرمایه‌گذاری مناسبی هست یا نه، گاهی‌ من در مطالبم پروژه هایی را مطرح می‌‌کنم اما گاهی‌ هم از هزینه‌های پنهان پیش‌خرید و مشکلات آن صحبت می‌‌کنم، در جواب باید عرض کنم‌، صرف پیش‌خرید کردن الزاما آنرا به یک سرمایه‌گذاری سود‌آور تبدیل نمی‌‌کند، خرید آگاهانه و بررسی‌ تمام جوانب این خرید آنرا تبدیل به یک سرمایه‌گذاری مناسب می‌‌کند بستگی به این دارد که شما بخواهید مسیر را با اتوبوس شرکت واحد طی کنید یا با لیموزین! قراردادی که بیلدر تهیه می‌کند و شما برای پیش خرید امضا می‌‌کنید قرارداد ضخیمی است که بند‌های فراوانی در حمایت از منافع بیلدر دارد، فروشنده‌هایی هم که در دفاتر فروش مشغول کار هستند در جهت منافع ایشان تلاش می‌‌کنند‌، بیلدر یک تیم حرفه‌ای برای خودش فراهم کرده است، یکی‌ از این بیلدرها که در سال‌های نه چندان دور در همین شهر کاندو پیش فروش کرده است شخص ترامپ رئیس جمهور فعلی‌ آمریکا است! نگاهی‌ به اطراف خود بیندازید و ببینید تیم شما در چه جایگاهیست. پیش خرید آپارتمان مانند هر خرید دیگری می‌تواند یک سرمایه‌گذاری خوب یا یک فاجعه باشد، بستگی به رفتار و تفکر شما دارد. چنانچه پرسش دارید لطفا تماس بگیرید. کامران انواری.
 
 

Category: Real Estate

Sub-Category: Property

Date: 1 ماه 1 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

پیوست به اجتماعات

Share this with: