در چند دهه ی اخیر فناوری کمک بسیار زیادی در تهیه و تولید موسیقی کرده است و بخش عمده ای از حافظه‌ی شنیداری مان را در این سالها مدیون توسعه ی تکنولوژی و همینطور استفاده‌ی به‌جا و درست توسط افراد متخصص و موسیقی دانان با تجربه هستیم
همانطور که در بخش اول این مقاله خواندید بطور خلاصه به تاریخچه ی ساخت و توسعه ی فناوری های مربوط به موسیقی پرداختیم، فلسفه ی تلاش برای هرچه آسان تر شدن تولید موسیقی را شناختیم و محسنات و مشکلات این توسعه را نام بردیم. در چند دهه ی اخیر فناوری کمک بسیار زیادی در تهیه و تولید موسیقی کرده است و بخش عمده ای از حافظه‌ی شنیداری مان را در این سالها مدیون توسعه ی تکنولوژی و همینطور استفاده‌یبه‌جا و درست توسط افراد متخصص و موسیقی دانان با تجربه هستیم. امروزه هم بطور قطع بدون وجود فناوری های تولید موسیقی، نمیتوان آثار استاندارد، حرفه ای و ماندگاری را تولید کرد. امادر این بخش میخواهیم کمی بیشتر به آسیب شناسی استفاده ی نادرست ازتکنولوژی در موسیقی بپردازیم.

در سالهای اخیرصنعت تولید و توسعه ی نرم افزارهای تهیه ی موسیقی بر خلاف فلسفه ی اولیه ی این صنعت ( که در بخش اول توضیح داده شد)  با شیب محسوس به سمت ترغیب اکثر افراد جامعه برای تولید موسیقی و استفاده از محصولات آنها رو به حرکت است. آنچنان که بین تولید کنندگان مختلف و همینطور در تبلیغات آنها این نوع از بازاریابی به شیوه ای از رقابت تبدیل شده است.
در چنین فضایی و با توجه به میل بسیار زیاد اکثر افراد برای خلق اثری برای شنیده شدن و در موارد زیادی علاقه ی وافر به خواندن و خواننده شدن، افراد نیز به این سیاست بازار یابی پاسخ مثبت داده و وارد دنیای استفاده ازاین نرم افزارها میشوند، البته در جامعه ای مثل جامعه ی ایران که قوانین کپی رایت جهانی قابل اجرا و پیگیری نیست و با توجه به نسخه های قفل شکسته و غیر قانونی، اکثر نرم افزارها بطور رایگان بین افراد دست به دست میشوند و در نتیجه آسیبی که در ادامه بیشتر به توضیح آن خواهیم پرداخت در ابعاد بزرگتری خود را نشان میدهد.
ممکن است این سوال در ذهن شما به وجود بیاید که چطور ممکن است فردی که تا قبل از این هیچ دانشی از موسیقی نداشته بتواند ازاین تکنولوژی استفاده کند؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است. کمپانی های تولید کننده ی بخش عمده ای ازاین نرم افزارها به این موضوع فکر کرده اندو در واقع با تولید تکه های کوچک موزیکال از قبل آماده شده که به آنها "لوپ " گفته میشود در واقع این امکان را به افراد میدهند که هر گونه که میخواهند این تکه ها را مانند جورچین کنار هم قرار دهند و به لطف تولید کنندگان صدای ناهنجاری از نتیجه ی نهایی به دست نیاورند.
اما شاید بپرسید که مشکل این کار کجاست؟ مشخصا تا زمانی که این فعالیت به صورت یک سرگرمی برای لذت بردن از لحظات و رنگ بخشیدن به زندگی با حس خوب انجام دادن کار شبهه خلاقانه در اوقات فراغت باشد مشکلی را ایجاد نمیکند. اما وقتی این گونه تولیدات پا فراتر گذاشته، به صورت تفریحی و با پایین ترین کیفیت موسیقیایی و صدایی تولید و به طور گسترده منتشر میشوند، تبدیل به شغل جانبی برخی شده و بدتر از آن بخش عمده ای از محصولات شنیداری یک جامعه را تشکیل میدهند، باید به چشم یک مشکل به آن نگاه کرد. مشکلی که به علت سهولت در تولید از لحاظ کمیت از محصولات حرفه ای و استاندارد در تعداد پیشی گرفته و مجالی برای شنیده شدن آن آثار نمیدهد. در جامعه ی ایرانی که تهیه و تولید موسیقی به دلایل مختلف و عمده از تبدیل شدن به یک صنعت فاصله ی زیادی دارد این آسیب قابل کنترل نبوده و به صورت روز افزون به رشد خود ادامه میدهد. در کشورهایی که موسیقی تبدیل به صنعت شده مانند آمریکا، کانادا و اکثر کشورهایاروپایی و آسیای شرقی و حتی بعضی از کشورهای همسایه ی ایران که با تعاریف بین المللی قابل ارزیابی است و میتوان تعریف مشخصی از مارکت موسیقی داشت، با توجه به ساز و کارهای تعریف شده در این صنعت تا حد زیادی این معضل کنترل شده و به صورت آسیب زننده رشد و نمو ندارد.
این موضوع نه تنها به آهنگسازان واقعی که از پیش نیازهای علمی و تجربی کافی برای تولید موسیقی با کیفیت استاندارد برخوردار هستند و تولیداتشان آسیب میزند، بلکه آسیب واقعی را به شنوندگان موسیقی وارد میکند. همانطور که میدانید اکثر افراد تمام جوامع خوراک شنیداری خود را تحت تاثیر تبلیغات و از بین تولیداتی انتخاب میکنند که در دسترس هستند و اصولا کمتر افرادی در جامعه سلیقه ی شخصی دارند، آن را دنبال میکنند و وقت برای پیدا کردن و دسترسی به قطعات مطابق به سلیقه ی خود میگذارند و سلیقه ی غالب افراد را تبلیغات و آثاری که بطور گسترده منتشر میشوند شکل میدهند.این موضوع باعث میشود که اکثر افراد جامعه از شنیدن آثار استاندارد محروم باشند، به مقوله ی هنر مانند امری گذرا و تفریحی نگاه کنند، زیبایی شناسی در پایین ترین حد خود قرار گیرد و متعاقباًتاثیر این موارد در تمام ابعاد جامعه به وضوح به چشم بیاید.
"اسکار وایلد " میگوید:"اصولا زندگی بیشتر از هنر تقلید میکند تا هنر از زندگی".
بر اساس این صحبت میتوان نقش خوراک موسیقیایی و اصولا هنری را در چگونگی یک جامعه بسیار موثر و پررنگ دانست.
نویسندگان، جامعه شناسان و هنرمندان بزرگی به طور مفصل به نظریه‌ی تاثیرات هنر بر جامعه پرداخته‌ اند. اما امروزه واز منظر موسیقیایی یکی از آسیب های مهم که باعث عدم انتشار محصولات استاندارد در جامعه به خصوص جوامعی مانند ایران شده است، استفاده ی نادرست و منفعت طلبانه از فناوری های مربوط به موسیقی است.

در مقالات بعدی سعی بر این دارم تا با نگاه گسترده تری و از منظر جامعه شناسی و تاریخی و روانشناسی به تاثیرات موسیقی بطور خاص و هنر و هنرمند بر جوامع بپردازم.


Loop جملات کوتاه موسیقیایی که از قبل توسط نوازنده نواخته شده و ضبط شده و قابلیت تکرار دارند 

Date: چهارشنبه, اوت 9, 2017 - 20:00

Share this with: ارسال این مطلب به