‌من یک ساعتی از نیروهای انتظامی وقت گرفتم و مسابقه را به شکل معلق درآوردم و رفتم سازمان تربیت بدنی صحبت کردم
‌اینطوری استارت کار برای اعزام تیم به مسابقات بین‌المللی زده شد. اولین تیمی که در سال 2015 به مسابقات روسیه می‌خواستیم اعزام کنیم یک تیم 15 نفره بود و در حین همین جریان آقای مانی خسروی دوستی داشتند به نام آقای علی حضرت‌زاد معروف به سعید حضرت‌زاد و ایشان را هم وارد این‌کار کردند و آقای حضرت‌‌زاد در مورد تیم‌ها و موارد مختلف نظر می‌دادند و من با آقای خسروی صحبت کردم که مگر ایشان قرار است با ما کار کند که نظر می‌دهد و می‌خواهد با هزینه شخصی با ما به مسابقات بیاید؟ آقای خسروی گفتند بله به یک شکلی می‌خواهم که او با ما کار کند و تجربیاتشان هم خوب است و از یک طرف هم ایشان می‌خواسته به اوکراین برود بعد گفته که چه فرقی می‌کند من همان هزینه را می‌کنم و کنار تیم شما به روسیه می‌آیم. اینطور شد که این آقا هم در این سفر با اولین تیمی که من اعزام ‌کردم همراه ما بودند‌.
‌بعد از این مسابقات که بچه‌ها مدال‌های رنگارنگ خوبی برای ایران گرفتند و تصمیم گرفتم روی پروژه‌ای کار کنم که مسابقات کشوری برگزار کنیم. مشکل ما این بود که فدراسیون در ایران دولتی است و دولت فدراسیون پرورش اندام راه‌اندازی نمی‌کرد و می‌گفت شما مجوز انجام این‌‌کار را در ایران ندارید. در خارج از کشور ما این مجوز را داشتیم و نمایندگی ایران هم بودیم، و‌لی در ایران این مجوز را نداشتیم و فدراسیون می‌گفت باید با ما همکاری کنید و اگر برای اعزام از ورزشکار 5 میلیون می‌گیرید، بیائید 10 میلیون بگیرید و 5 میلیون تومان هم به ما باج بدهید. خوب قرار نبود که بچه‌ها به اصطلاح پول مفت به کسی بدهند، گفتم چه مزایایی برای بچه‌ها دارد؟ گفتند هیچی ما کار شما را تایید می‌کنیم که از طرف ما هستید و دولتی هستید و مسابقات کشوریتان را هم می‌توانید برگزار کنید.
Han Dong Toronto Canada MP
Chatr best sale discounted plan Toronto
‌بچه‌‌های ما نه بیمه داشتند و نه شغل، نه امتیاز و نه تسهیلاتی و نه حقوقی، پس فرقی برای ما نمی‌کرد. تصمیم گرفتیم راه خودمان را برویم و منت کسی را نکشیم، دلمان هم خوش بود که خودمان به صورت خصوصی این‌کار را انجام می‌دهیم و کس دیگری هم نیست که بخواهد سودجویی از مدال‌های و اسم‌ها کند و در قبال مدال‌های ما، فدراسیون بودجه چرب و نرم را بگیرد و بخورد و در عوض به ما بگویند بودجه نداریم و ما ورزشکاران هم روی هو‌ا باشیم، در صورتی که با هر مدال ورزشکار بودجه فدراسیون افزایش پیدا می‌کند.

‌شاید برای مردم سوال پیش بیاید که اگر کسی بخواهد به مسابقات بین‌المللی اعزام شود چه مراحلی دارد و فدراسیون‌ها چه کار می‌کنند و ورزشکارها چکار می‌کنند و شاید این سوال را داشته باشند که چه مراحلی دارد اگر تیمی خصوصی یا دولتی بخواهد در مسابقات شرکت کند.
‌فدراسیون‌ها هر ساله از سازمان تربیت بدنی که چند سال است تبدیل شده به وزارت ورزش و امور جوانان، تمام بودجه‌های ورزشی و حقوق‌ها را می‌گیرد و تامین می‌کند و همینطور هر خرج دیگری که مربوط به فدراسیون می‌شود و فدراسیون‌هایی که طبیعتاً مدال‌های بیشتری در مسابقات جهانی و آسیایی و المپیک می‌گیرند بودجه‌هایشان هم بالاتر می‌رود، یعنی مدال‌هایی که بچه‌ها می‌گیرند تاثیر مستقیمی در گرفتن بودجه بهتر دارد. دیگر اینکه مثلاً تیمی را کمیته پاورلیفتینگ به صورت لیست معرفی می‌کند به فدراسیون و می‌گوید می‌خواهد این افراد به مسابقات بین‌المللی اعزام شوند، بعد سبک و کلندر و جریان مسابقه را با مدارک توضیح می‌دهند،‌ فدراسیون تمام این مدارک را می‌گیرد و می‌فرستد به وزارت ورزش قسمت شورای برون‌مرزی، حالا کار این شورا چیست؟ یک سری فدراسیون‌ها از قبل تقویم دارند و اعلام می‌کنند و یکسری از فدراسیون‌ها هم 2-3 ماه قبل از مصاحبه می‌‌آیند و اعلام می‌کنند و شورای برون‌مرزی می‌آید و تصمیم می‌گیرد که این مصاحبه چقدر صلاحیت بین‌المللی دارد و در چه حدی‌ست و آدم‌هایی که می‌توانند به این مسابقات بروند چند نفر هستند. با توجه به مصاحبه و مدارک اینها را تایید می‌کنند و وقتی توسط شورای برون‌مرزی تایید شود برای اعزام هر تیم و هر ورزشکار ارز می‌دهند. یکسری‌ها هم هستند مثل بعضی تیم‌های خصوصی یک هفته مانده به آخر می‌آیند به شورای برون‌مرزی و اعلام می‌کنند که تیم می‌خواهد برود و خودش هم هزینه شخصی خودش را می‌دهد.
‌‌فرقش در این است که زمانی که تیمی از طریق شورای برون‌مرزی تایید می‌شود و اسامی شما در این شورا هست هر سال یک تجلیل از قهرمانان از طرف ریاست جمهوری برگزار می‌شود که شما دعوت می‌شوید و یک جایزه‌ای به شما تعلق می‌گیرد و این جایزه بستگی به سال‌ها و شرایط دارد. زمان ما خیلی شرایط کم بود، 5 تا سکه برای یک قهرمان می‌دادند که سکه‌ها دانه‌ای 200 هزار تومان بود و من یادم‌ است 1 میلیون تومان یک‌بار پول گرفتیم. حالا خیلی بیشتر شده ولی باز آن را هم به آدم‌های خاص می‌دهند. ولی وقتی خصوصی‌ست چون شورای برون‌مرزی تایید نکرده و تیم رفته دیگر چنین امتیازاتی وجود ندارد.

Insurance-best-rate-roya-saegh-Canada
Ontario COVID-19 Vaccine Farsi
‌در اصل اکثر فدراسیون‌ها از ورزشکاران به عنوان ابزار استفاده می‌کنند و از نام ورزشکارها استفاده کرده و در نتیجه با مدال‌های اینها بودجه خوبی می‌گیرند. گاهی از شورای برون‌مرزی پول می‌گیرند بابت اعزام تیم و صدایش را در نمی‌آورند که چنین قانونی اصلاً وجود دارد در حالیکه آن ارز را هم گرفته‌اند و می‌گذارند در جیب خودشان. بعد برای مسابقات کشوری هم که از طرف فدراسیون دولتی ایران برگزار می‌شود اسپانسر می‌گیرند و آن اسپانسرها هم باز حق‌الزحمه و یکسری چیزها دارند و یکسری مبالغ هم از آنها می‌گیرند و می‌گذارند جیبشان و باز به بچه‌ها هیچی نمی‌رسد. بچه‌هایی را هم که به صورت خصوصی می‌خواهند بروند مجبورند پول خرج کنند، به صورت دولتی هم بخواهند بروند باز می‌گویند ما هیچ بودجه‌ای نداریم و اگر می‌توانید خودتان هزینه خودتان را بدهید، ما حرفی نداریم و کارهایتان را انجام می‌دهیم تا شما اعزام شوید. بچه‌ها چون واقعا عاشق ورزش و قهرمانی هستند و به خاطر این عشق هر کاری می‌کنند؛ من خودم به چشم دیده‌ام که چه کارهایی کرده‌اند که بتوانند به مسابقات برون مرزی اعزام شوند و بتوانند هزینه‌هایش را پرداخت کنند. تازه می‌‌رسیم سر این مساله که فدراسیون حساب و کتاب می‌کند برای پرواز و هتل و هزینه‌ای که آنجا دارید، مثلاً می‌شود 5 میلیون، فدراسیون می‌گوید 10 میلیون بده و شما هم نمی‌توانی اعتراض کنی چون اگر اعتراض کنی می‌گویند نمی‌توانی بروی، نرو! با این روش فدراسیون از چند جا درآمد‌زایی می‌کند و زندگی‌هایشان را درست می‌کنند و از ورزشکاران هم به عنون یک ابزار استفاده می‌شو‌د.

من با کلی مشکلات شروع کردم تبلیغ مسابقات کشوری را انجام دادن و جو‌انب کار را سنجیدن و سالن گرفتن. با خیلی از افراد صحبت کردم، از جمله از افراد قدیمی دعوب به همکاری کردم و می‌خواستم با بهترین حالت و تجهیزات پیشرفته و استاندارد در سطح جهانی، مسابقاتی را در ایران راه بیندازم که بدون شک اولین و بهترین مسابقات داخل کشور بود. به جرات می‌توانم بگویم از خیلی جهات مثل تجهیزات، کیفیتف چیدمان سالن و داور از مسابقات جهانی بهتر بود و من این‌کار را با وجود کلی دشمنی که در این راه برایمان بوجود آمده بود و نمی‌گذاشتند ما کار کنیم، به انجام رسانیدیم. روز مسابقه فرا رسید. من این مسابقات را در قزوین داشتم برگزار می‌کردم. قبل از آن با سازمان بنیاد شهید قزوین صحبت کرده بودم و قرار بود که مسابقات را به احترام شهدای ورزشکار قزوین برگزار کنیم و اسم این مسابقات هم شهدای ورزشکار قزوین بود و آنها هم با ما همکاری کردند و بنرهایی از عکس شهدا در اختیار ما گذاشتند تا در سالن نصب کنیم تا یک قدردانی از خانواده شهدا هم باشد. متاسفانه مسابقات ما از طریق هیات پرورش اندام استان قزوین و تربیت‌بدنی قزوین به هم زدند‌. از طریق خود فدراسیون از طرف همه جا شروع به کارشکنی کردند که این مسابقات برگزار نشود، حتی من کنگره مسابقات را در مزار شهدا در سالنی که داشت به نام دفاع مقدس برگزار کرده بودم که این جزو شرایط کمیابی است که کسی بتواند آن را انجام دهد.

‌همان شب کنگره، مامورانی از سپاه و اطلاعات آمدند که جلوی این کنگره و این مسابقات را بگیرند، به جرات می‌توانم بگویم در طی این سال‌ها بزرگترین و شلوغ‌ترین مسابقه کشوری بود که در ایران برگزار شده بود. نزدیک به بیش از 500 تا 600 نفر شرکت‌کننده از کل کشور داشتیم و برای خود من هم بسیار تعجب‌آور بود که این بچه‌ها اینهمه زحمت کشیدند و حرمت گذاشتند و به مسابقات آمدند. آن شب عده‌ای از جانبازان آمدند و صحبت کردند که شما نباید جلوی اینها را بگیرید، ماموران نمی‌خواستند که در مزار شهدا با خانواده شهدا تنشی ایجاد شود بنابراین گذاشتند که این کنگره برگزار شود. فردای آن روز که مسابقات شروع شد و تقریبا یک ساعتی از شروع مسابقات می‌گذشت آمدند که جلوی مسابقات را بگیرند و سالن مسابقات را به علت نداشتن مجوز پلمپ کنند. از هر جایی که فکر کنید مامور آمده بود و برای من خیلی جالب بود که چرا وقتی یک عده‌ای دور هم جمع شدند و دارند کار مثبتی می‌کنند، ورزش می‌کنند و مسابقه می‌دهند چرا باید جلوی آنها گرفته شود. عده‌ای ناراحت بودند و می‌گفتند اگر در خرابه بغل برویم و مواد بکشیم کسی نیست که جلوی ما را بگیرد و بپرسد چه می‌کنید یا چرا مواد می‌فروشید ولی وقتی کار خوب و سالمی انجام می‌دهیم می‌آیند و جلویش را می‌گیرند و مردم را از سالن بیرون می‌کنند و مردم را می‌فرستند به شهرهای خودشان تا این مسابقات برگزار نشود.
‌من یک ساعتی از نیروهای انتظامی وقت گرفتم و مسابقه را به شکل معلق درآوردم و رفتم سازمان تربیت بدنی صحبت کردم، قبول نکردند، حراست سازمان تربیت بدنی رفتم و صحبت کردم، قبول نکردند، هر چه می‌گفتیم اینها توطئه است هیچ‌کس حرفمان را قبول نمی‌کرد و اجازه نمی‌دادند که این مسابقات برگزار شود.

ادامه دارد
علاقمندان به کمک به امید می‌توانند با وی از طریق ایمیل او در تماس باشند:
لطفا روی عکس بنر تبلیغاتی کلیک کنید تا برایتان شماره بگیرد
sina sotodehnia insurance بیمه سینا ستوده‌نیا
[email protected]
Date: چهارشنبه, فوریه 27, 2019 - 19:00

درباره نویسنده/هنرمند

دیگر مطالب مرتبط

insurance بیمه
Website Design

Share this with: ارسال این مطلب به