من به ندرت به زن و شوهرها نصیحت میکنم که از یکدیگر جدا شوند، مگر اینکه موقعیت آنها واقعاً بسیار بد باشد، برای مثال: وجود خصومت خانوادگی
لیکن به دلیل نیاز مبرم به درک این عاطفه که بسیاری از دوستیها و زندگیهای زناشویی را به هم زده است. هر چه بنویسم باز جای دارد.
تعریف خشم و عصبانیت:
خشم و عصبانیت یک حالت عاطفی است مثل هر نوع عواطفی، بنابراین خشم و عصبانیت هم بد نیست و هم خوب نیست، خشم، خشم است. خشم به خاطر دلایلی قابل فهم بوجود میآید، درست مثل خوشبختی و یا غم و غصه. عواطف بخششهای ضروری و لازم در انسان است. بنابراین اگر هدف اینست که عصبانیت و خشم را در تمام زندگی کاملاً پاک کنید، فراموش نمایید. اولاً این کار ناشدنی است در ثانی خود شما هم اگر بخواهید نمیتوانید که چنین کاری را انجام دهید. همانطوریکه نمیخواهید عشق، لذت و یا ترس را از بین ببرید. اینها همه عواطف هستند که شدیداً مورد نیاز میباشند. تمام هیجانها و یا عواطف جای اصلی خود را دارند. تجربه عواطف چیزی است که زندگی شخصی را غنی میسازد. زمانهایی هست که خشم و عصبانیت یک عکسالعمل مناسب در برابر افراد و حوادث میباشد. اعم از اینکه ما بخواهیم و یا نخواهیم خشم و عصبانیت بهکار میآیند. خشم و عصبانیت افراد را به حرکت وامیدارد تا عملی را انجام دهند. خشم و عصبانیت نوعی انرژی است. متاسفانه هدف بیشتر مردهای عصبانی زنها میباشند. یک دلیل اصلی عدم تعادل نیروی فیزیکی بین زنها و مردها است. زنها هنوز هم کمتر از مردان در یک کار و فعالیت مساوی دستمزد دریافت مینمایند. زنها کمتر از مردها به درجات بالا در کسب و کار، ارتش و درجات مذهبی قرار میگیرند و مانع جلوگیری آنها مردان هستند. دلیل دیگر اینکه زنها مورد تمرکز بیشتر مردان عصبانی واقع میشوند احساس کم قدرت نمودن آنها است و نمیتوانند در این زمینه کاری انجام دهند.
بهطور کلی زنها تمایل بیشتری به صبور بودن، تحمل کردن و بخشیدن نسبت به مردها دارند و از نقطه نظر تاریخی زنها جنگهای مردان را دنبال نمیکنند و به مردها اجازه میدهند تا سیستم اداری و قانونی را آنها بنویسند و با علاقه خود آنجا که لازم است دستکاری نمایند. این البته تقصیر زنها نیست و نباید آنها را به خاطر مورد آزار واقع شدن سرزنش کرد بلکه برعکس فشارهای اجتماعی بر مردها و زنها باعث شده است که سیستم بسیار قدیمی را تا حدودی زنده نگهدارند.
علاوه بر کوشش مردها که تعادل قدرت را حفظ نمایند، پس چرا اینهمه مردها مشکلات زیادی در روابط زناشویی با زنها دارند؟ در روانشناسی اصطلاحی است به نام APPRPCH-AVIODENCE (نزدیک شدن و دوری کردن) با زنها.
مشکل نزدیک شدن و دوری نمودن موقعی بوجود میآید که شخص به جهتی کشیده میشود که برایش منفعتی داشته باشد، لیکن درست در همان حال آرزو میکند که از آن موقعیت به دلیل ویژگیهای ناخوشایند خود را کنار بکشد. مثال ساده در این زمینه اینست که شخص تصمیم میگیرد آیا این پیشرفت را بپذیرد و یا نپذیرد. مثلاً شخص ممکن است آرزو کند که فلان رتبه را که بالا رفتن پست و مقام است بپذیرد یا نه. زیرا معنی آن اینست که از این رهگذر مقام خود را ارتفاع دهد و بالا ببرد، درست در همان حال ممکن است در پذیرفتن آن شک و تردید نماید. زیرا بایستی بیشتر کار کند و مسئولیت بزرگتر و بیشتری را بپذیرد.
دلایل زیادی وجود دارد که چرا مردها برای نزدیک شدن به روابط زناشویی با خانمها کوشش مینمایند. آنها میخواهند روابط زناشویی نزدیک داشته باشند و در عین حال بتوانند زندگی خود را با یک زن ادامه دهند. همچنین آنها ممکن است میل به داشتن کودک و کودکانی نمایند و تشکیل خانواده دهند. آنها ممکن است از لحاظ ظاهر و فیزیکی و جنسی جذب خانمها شوند. ممکن است زن ویژهای را پیدا نماید که از لحاظ هوشی و تفریحی شریک او شود. به هر تقدیر برای داشتن ارتباط نزدیک زناشویی بایستی مبالغی را پرداخت نمود. اینجا است که مساله دوری نمودن و اجتناب کردن به میان میآیند. بیاد داشته باشید که مردان عصبانی برای اطمینان پیدا کردن با زنها، دوران سختی را میگذرانند. زمانیکه خانمی درصدد شناخت عمیق مرد عصبانی شود، ممکن است مرد خشمگین شود. زیرا او میکوشد روابط آشنایی خود را در حد مشخصی نگهدارد، در این حالت ممکن است زن کوشش نماید تا روابط را در حد تعهد، مسئولیت و سهیم شدن بیشتر در صمیمیت عاطفی برساند. برای رشد صمیمیت بایستی مراحل SELF-DISCYOSURE را طی نماید. یعنی زن و شوهر باید آنچه را که هست و فکر میکنند که هست بیان نمایند. این موضوع مهمی است و همه به این سطح صمیمیت نمیرسند. هر چه شخص خودش را بیشتر نشان دهد و آنچه را که دارد به میان بگذارد، روابط صمیمی او با همسر مورد نظر بیشتر خواهد شد. بعضی از افراد تنها به نام شما اطمینان دارند، افراد دیگر حرفه شما و تاریخچه زندگی شما را طلب میکنند. اگر تو فرد خوششانسی باشی ممکن است روزی همسر مورد نظر خود را که از هر لحاظ همه چیز را درباره شما میدانند پیدا کنید هر چه شما بیشتر با یک زن مسائل خود را سهیم نمایید احساس نزدیکی بیشتری با او مینمایید.
البته عواملی نیز در عقبنشینی شما از همه گفتهها نقش دارند. مرد عصبانی برایش بسیار سخت است که COMPROMISE (کوتاه بیاید، موافقت نماید) نماید و این یک مهارت ضروری در هر نوع روابطی است. متاسفانه موافقت نمودن و کنار آمدن برای مرد عصبانی عامل بدی است به این معنی که او حقیقت را میداند و آنها نمیدانند. این عاملی میشود برای تمایل اجتماعی به یکدندگی و کلهشقی و این بویژه در بین افراد سیاسی بسیار دیده میشود. زیرا موافقت کردن و کنار آمدن ضعف و یا خودفروشی به حساب میآید و زمانیکه شما نمیخواهید افراد دور و بر شما باشند، ممکن است ناراحت کننده و محرومیت کننده شود که شما افراد را در کنار خود ببینید زیرا میخواهید تنها باشید. و زمانیکه زنها در یک رابطه دوستی و یا زناشویی ناراضی باشند و شما بخواهید در مورد موضوعی صحبت نمائید، مردها بویژه مردان عصبانی اغلب ناراحت میشوند. هرگونه حرف DRED(نگران کننده) درباره هر چیز شخصی بویژه روابط زناشویی چنین مردانی را ناراحت میکند. مردان عصبانی دوستان دختر خود و زنهای خود را وقتی درباره مسائل روابط زناشویی صحبت میکنند، نوعی انتقاد به خود میپندارند و حالت دفاعی میگیرند. این حالت دفاعی گرفتن به یکی از دو عکسالعمل عمومی تبدیل میشود. ابتدا یک بحث خیلی داغ، زمانیکه زن با مرد عصبانی در مورد موضوعی موافقت نکند او غالباً میکوشد زن را با خصومت و توهین پاسخ دهد، پاسخ دوم سکوت کردن است(نوعی ABUSE) قهر نمودن. اگر بسیاری از مردان عصبانی موافقت نشود به او حالت محرومیت دست میدهد و او به سادگی از بحث کردن بیشتر در مورد موضوع مورد بحث خودداری میکنند. این حالت قهر و سکوت ممکن است روزها ادامه پیدا کند.
اخیراً خانمی برای مشاوره حضور به هم رسانیدند تا شاید راهی برای مواجهه شدن با شوهر عصبانی خود دریافت نماید. البته او چند سال پیش از ازدواج هم نزد من آمده بودند اما در آن زمان هم بحثهای بسیار سختی درباره موضوعات کم اهمیت با یکدیگر داشتند. اما خانم میخواست واقعاً با آن مرد ازدواج نماید لذا توجهی به راهنمائیهای من نکرده بود به امید اینکه نامزدش یاد بگیرد برای زندگی با او از خشم و عصبانیت خود بهتر و بیشتر بکاهد. نامزد این فرد یکی دو بار در جلسات رواندرمانی شرکت نمود و برای خودش دلایل خوبی داشت که با نامزدش باید عصبانی شود و از بحث کردن درباره رفتار خود در ارتباط با روابط زناشویی کوتاهی مینمود، او جلسه را ترک نمود و هرگز بازنگشت. حال بعد از 3 سال او هنوز بسیار عصبانی است و خانمش با محرومیت و قلب شکسته دارد زندگی میکند زیرا حال دیگر ازدواج نمودهاند. او میخواست بچهدار شود، اما از بچهدار شدن اجتناب مینمود زیرا نمیخواست زمانیکه با یکدیگر مشکل دارند کودکانی هم به دنیا آورد. اکنون شوهر به او میگوید که تو ضعیف هستی و نمیخواهی برای حل مشکلمان کمک نمایی. با این وجود او هنوز برای شرکت در جلسات رواندرمانی کوتاهی میکند. اکنون مثل سابق او روزها با همسرش صحبت نمیکند. زیرا خانمش با حرفهای ناراحت کننده او موافقت نمینماید.
من در حالیکه به ندرت به زن و شوهرها نصیحت میکنم که از یکدیگر جدا شوند، مگر اینکه موقعیت آنها واقعاً چنان بد مثلاً خصومت خانوادگی باشد. بنابراین به مراجع خود اشاره نمودم که همسرش تمایلی به بهتر شدن وضع عصبی خود نمیکند.
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
درباره نویسنده/هنرمند
![]() | Safar Daee دکتر صفر داعی دکترای روانشناسی از دانشگاه انگلستان 905-770-4556 |
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو



















