در صفحه فیسبوکی ام در این مورد نوشتم و خواهش کردم که برای نجات جان این جوان کمک کنند، شماره حساب پدر میلاد را گذاشتم و جز چند نفر هیچ کس اهمیتی نداد
مینو همیلی - ۳۰ نوامبر از طریق یکی از بستگان در کرمانشاه، ویدیویی یک دقیقهای دریافت کردم که مادر یک جوانِ درآستانهی اعدام، از درد و رنجهایش میگفت؛ جوانی که با پرداخت ۵۵۰ میلیون تومان میشد جانش راخرید.
بله، قانون مسخرهای است. قصاص، دیه، پول خون و ... قوانین قرون وسطایی ولی چه کنیم که تحت همین قوانین مردم ایران دارند زندگی میکنند و طبق همین قوانین جانشان را از دست میدهند، پس میبایست ما هم طبق همان قوانین جلوی این اعدام را میگرفتیم.
میلاد عظیمی در سن ۱۶ سالگی در یک درگیری گروهی شرکت داشته که متاسفانه یکی از افراد درگیر با ضربه چاقو کشته میشود. میلاد متهم به قتل میشود. او در سال ۹۲ دستگیر و در سال ۹۴ زمانی که بهسن ۱۸ سالگی رسید به اعدام محکوم شد.
تلاش ها برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز شد ولی آنها تقاضای ۵۵۰ میلیون تومان دیه کردند.خانواده میلاد خانه شان را فروختند اما توانستند تنها۱۵۰ میلیون تومان تهیه کنند.
دو انجمن در کرمانشاه قدم جلو گذاشتند و کمپین جمعآوری کمک مالی برای تهیه بقیه پول را راه انداختند.
من در گروه تلگرامی کمپین بودم. یکی نوشته بود: کمک ناچیزی کردم، پول ۲ تا مرغ بود، حالا مرغ نخوریم چی میشه؟!. کمکهای افرادی را دیدم که خودشان در تنگدستی زندگی میکنند، گفته میشد:افرادی که در چادرهای زلزله زدگان زندگی میکنند، افرادی که خودشان ندارند ولی برای جان یک جوان کمک کردند، آن وقت من دو بار در صفحه فیسبوکی ام در این مورد نوشتم و خواهش کردم که برای نجات جان این جوان کمک کنند، شماره حساب پدر میلاد را گذاشتم و جز چند نفر هیچ کس اهمیتی نداد. خانم صدیقه شریفی از اسپانیا اصرار داشت پول را به حساب من واریز کند، چون امکان ارسال به ایران را نداشت. وقت تنگ بود و شماره معکوس شروع شده بود. جمشید عبداللهی از تورنتو گفت نام پسرش میلاد است و می خواهد کمک کند، ایران خاکباز که برادرش، جز اولین اعدامهای سیاسی سنندج بود و خانم آزموده هم این ضرورت را درک کردند. دکتر دندانپزشک ظاهر دادللهی، که سالهاست یاری رسان بیماران طبقه کم درآمد تورنتو است نیز کمک کردند. مثل همیشه فرح طاهری، شعله خلیلی و آقای صمیمی هم، به فراخوان جواب دادند و خود مستقیما به شماره حساب پدر میلاد پول واریز کردند. درست است، مشکلات زیاد است، درخواستهای مالی همچنین، ولی جان یک جوان وقتی از دست برود،دیگر نمی شود او را زنده کرد. اگر این یادداشت را مینویسم به خاطر این است که هم از پیروزی این کمپین و نجات جان میلاد خبر داده باشم و هم تلنگری بزنم به کسانی که با دیدن چنین درخواستهایی، خود را به ندیدن و نشنیدن میزنند واگر پای گفت وگو بیفتد همه هم خود را مخالف اعدام میخوانند، خبر رسانی اعدام ها و سردادن شعاربدون عمل چه فایدهای خواهد داشت، بقول شاملو :
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
نهایتا این مبلغ به طور کامل با همیاری وسیع مردم ایران خصوصا مردم کرمانشاه جمع شد و خانواده مقتول هم رضایت داد و میلاد از مرگ نجات پیدا کرد. او طی یک فایل صوتی از زندان دیزل آباد کرمانشاه از همه ی مردمی که به او کمک کرده بودند تشکر کرد و قول داد که قدر زندگیاش را بداند و به شرافتش قسم خورد که، او هم پس از آزادی از زندان مثل مردم به دیگران کمک کند.
بله، قانون مسخرهای است. قصاص، دیه، پول خون و ... قوانین قرون وسطایی ولی چه کنیم که تحت همین قوانین مردم ایران دارند زندگی میکنند و طبق همین قوانین جانشان را از دست میدهند، پس میبایست ما هم طبق همان قوانین جلوی این اعدام را میگرفتیم.
میلاد عظیمی در سن ۱۶ سالگی در یک درگیری گروهی شرکت داشته که متاسفانه یکی از افراد درگیر با ضربه چاقو کشته میشود. میلاد متهم به قتل میشود. او در سال ۹۲ دستگیر و در سال ۹۴ زمانی که بهسن ۱۸ سالگی رسید به اعدام محکوم شد.
تلاش ها برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول آغاز شد ولی آنها تقاضای ۵۵۰ میلیون تومان دیه کردند.خانواده میلاد خانه شان را فروختند اما توانستند تنها۱۵۰ میلیون تومان تهیه کنند.
دو انجمن در کرمانشاه قدم جلو گذاشتند و کمپین جمعآوری کمک مالی برای تهیه بقیه پول را راه انداختند.
من در گروه تلگرامی کمپین بودم. یکی نوشته بود: کمک ناچیزی کردم، پول ۲ تا مرغ بود، حالا مرغ نخوریم چی میشه؟!. کمکهای افرادی را دیدم که خودشان در تنگدستی زندگی میکنند، گفته میشد:افرادی که در چادرهای زلزله زدگان زندگی میکنند، افرادی که خودشان ندارند ولی برای جان یک جوان کمک کردند، آن وقت من دو بار در صفحه فیسبوکی ام در این مورد نوشتم و خواهش کردم که برای نجات جان این جوان کمک کنند، شماره حساب پدر میلاد را گذاشتم و جز چند نفر هیچ کس اهمیتی نداد. خانم صدیقه شریفی از اسپانیا اصرار داشت پول را به حساب من واریز کند، چون امکان ارسال به ایران را نداشت. وقت تنگ بود و شماره معکوس شروع شده بود. جمشید عبداللهی از تورنتو گفت نام پسرش میلاد است و می خواهد کمک کند، ایران خاکباز که برادرش، جز اولین اعدامهای سیاسی سنندج بود و خانم آزموده هم این ضرورت را درک کردند. دکتر دندانپزشک ظاهر دادللهی، که سالهاست یاری رسان بیماران طبقه کم درآمد تورنتو است نیز کمک کردند. مثل همیشه فرح طاهری، شعله خلیلی و آقای صمیمی هم، به فراخوان جواب دادند و خود مستقیما به شماره حساب پدر میلاد پول واریز کردند. درست است، مشکلات زیاد است، درخواستهای مالی همچنین، ولی جان یک جوان وقتی از دست برود،دیگر نمی شود او را زنده کرد. اگر این یادداشت را مینویسم به خاطر این است که هم از پیروزی این کمپین و نجات جان میلاد خبر داده باشم و هم تلنگری بزنم به کسانی که با دیدن چنین درخواستهایی، خود را به ندیدن و نشنیدن میزنند واگر پای گفت وگو بیفتد همه هم خود را مخالف اعدام میخوانند، خبر رسانی اعدام ها و سردادن شعاربدون عمل چه فایدهای خواهد داشت، بقول شاملو :
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
نهایتا این مبلغ به طور کامل با همیاری وسیع مردم ایران خصوصا مردم کرمانشاه جمع شد و خانواده مقتول هم رضایت داد و میلاد از مرگ نجات پیدا کرد. او طی یک فایل صوتی از زندان دیزل آباد کرمانشاه از همه ی مردمی که به او کمک کرده بودند تشکر کرد و قول داد که قدر زندگیاش را بداند و به شرافتش قسم خورد که، او هم پس از آزادی از زندان مثل مردم به دیگران کمک کند.
۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
اگر شما همکاری گرامی ما هستی، مرسی که این مطلب را خواندی، اما کپی نکن و با تغییر به نام خودت نزن، خودت زحمت بکش!
پروتکل علمی - پزشکی جهانی برای مقابله کلیه ویروسهایی مانند کرونا که انتقالشان از طریق بسته هوایی است:
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
Date: Wednesday, December 26, 2018 - 19:00



















