وقتی می‌دانیم و می‌خواهیم تغییر کنیم اما مغز و بدن ما در مقابل آن مقاومت می‌کنند چه می‌شود کرد؟

قبلا در مورد تغییر عادت و تغییر کردن صحبت کردیم و اینکه چطور یک عادت در ما شکل می‌گیرد و چقدر زمان نیاز داریم و چه پروسه‌ای را باید بگذرانیم که آن عادت را ترکش کنیم یا تغییرش بدهیم اما خیلی وقت‌ها ما می‌خواهیم که تغییر کنیم اما بدن ما، مغز ما در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد.
‌امروز، من، فرشته نیکخواه‌Social service worker and life coach  مدیر و موسس‌Aram center social work wellness and coaching institute با شما در رابطه با مدیریت مقاومت تغییر صحبت می‌کنم.
چرا مدیریت مقاومت تغییر؟ بدن ما، مغز ما در برابر تغییرات مقاومت نشان می‌دهد و مساله مهم در برابر تغییر کردن این است که ما یاد بگیریم چطور این مقاومت‌ها را کنترل کنیم. اگر نتوانیم این مقاومت‌ها را در کنترل خودمان در بیاوریم بعد از مدتی خسته می‌شویم و این تلاش برای تغییر نه سلامت است، نه مفید و نه به نتیجه می‌رسد و علاوه بر آن برای ما ضرر هم دارد، چون ما تلاش می‌کنیم که تغییر کنیم، اما نمی‌توانیم. خوب این باعث می‌شود ما ناامید بشویم و دست از تغییر بکشیم. ما جنبه‌های بیرونی که در برابر تغییرات ما نقشی مقاوم و سد را دارند، تا حدودی می‌شناسیم، چون عادت کردیم در زندگی‌مان از آنها برای بهانه‌هایمان استفاده کنیم. اما مهمترین نقش را در اینجا مسائل درونی ما دارند اینکه ما بدانیم چه مسائلی در درون ما جلوی تغییر کردن ما را می‌گیرند و بتوانیم آنها را مدیریتشان کنیم. یکی از این مسائل، عادت است. همه ما مجموعه‌ای از عادت‌های خوب و بد هستیم که آنها را دوست داریم و به آنها عشق می‌ورزیم. خیلی از این عادتها روتین زندگی ما شده‌اند و ما فکر می‌کنیم اگر اینها را نداشته باشیم یک چیزی در زندگی کم است.
مساله بعدی، ناشناخته‌ها و ترس از ناشناخته‌ها است. ذهن ما و بدن ما جوری تنظیم شده که اگر چیزی را نشناسد دچار اضطراب می‌شود، دچار نگرانی می‌شود. خوب مسلم است ما نمی‌خواهیم اضطراب و نگرانی اضافی به زندگیمان وارد کنیم. بنابراین از اول جلوی تغییر کردن را می‌گیریم، تغییر نمی‌کنیم، اضطراب هم نمی‌کشیم. یک مساله دیگری که خیلی نقش مهمی دارد مساله اقتصادی ما است، مسائل اقتصادی نقش بسیار مهمی در زندگی و روابط ما دارند. اگر که‌ ما با عادت کردن، این مسائل اقتصادی را به خطر بیندازیم، خوب این ما را دچار نگرانی می‌کند. نمی‌خواهیم آن حالت Stability را در مسائل مالی و اجتماعی‌مان از دست بدهیم. اتفاقا مساله اجتماعی خودش یکی از مسائلی است که نقش مقاوم را در برابر تغییرات ما بازی می‌کند.
خوب ما برای آن Level اجتماعی که ساخته‌ایم تلاش کردیم، level اجتماعی‌مان را دوست داریم، آن نگاهی که مردم به ما دارند را دوست داریم و نمی‌خواهیم تغییرش بدهیم و ترس از این داریم که مبادا با تغییر کردن، آن نگاه اجتماعی را از دست بدهیم و مردم نگاه دیگری به ما داشته باشند. اما عدم آگاهی که مهمترین دلیل برای جلوگیری از تغییر است باعث می‌شود که ما هم عوامل اقتصادی را به عنوان مانع داشته باشیم و هم عوامل اجتماعی و هم ترس از ناشناخته‌ها. چرا عوامل ناآگاهی، نادانستن و تخقیق نکردن و تجربه نکردن، مطالعه نکردن، یاد نگرفتن، باعث می‌شود ما تغییری که می‌خواهیم بکنیم را نشناسیم و ندانیم که در آینده چه تاثیری روی زندگی ما و روی زندگی اجتماعی ما، روی زندگی اقتصادی ما و روی روابط ما دارد.
خوب این ما را می‌ترساند و نقش یک سد را در برابر تغییرات ما بازی می‌کند. این را به یاد داشته باشیم که مهم نیست ما چه نقشی در زندگی خودمان داشته باشیم، مهم نیست ما چه نقش اجتماعی را بازی می‌کنیم، مهم نیست من مادرم یا مدیرم یا رئیسم یا کارگر یا کارمندم، مهم این است که من بخواهم تغییر کنم و برای تغییر کردن تلاش کنم. دنبال راه حل‌های مناسب برای این تغییرات بروم و مطالعه کنم، یاد بگیرم که چطور باید این تغییرات واین موانع را مدیریت کنم و در دست خودم بگیرم وگرنه مغز من همیشه در برابر این تغییرات مقاومت می‌کند. به قول سهراب:
چه کسی می‌داند که تو در حسرت یک روزنه فردایی
پیله‌ات را بگشای
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی‌
از پیله‌تان بیرون بیایید تلاش کنید و جلوی هر چیزی را که جلوی شما را برای پروانه شدن می‌گیرد، بگیرید و یاد بگیرید که آن موانع را به کنترل خودتان دربیاورید.
موفق باشید.
 
P06--Nikkhah--Life--Managing-Change-Resistance-play

درباره نویسنده/هنرمند

دیگر مطالب مرتبط

تعمیرات هرگونه وسایل برقی - آلن

Share this with: ارسال این مطلب به